تبلیغات
کردستان بلاگ - بررسی جامعه‌شناختی رفتار انتخاباتی در ‌کردستان ترکیه‌
کردستان بلاگ
تاریخی ، فرهنگی

بررسی جامعه‌شناختی رفتار انتخاباتی در ‌کردستان ترکیه‌
2009 04 21 - 20:13
انتخابات در کردستان ترکیه

نویسنده: امید بهرامیان
همچنان که می‌دانیم نوروز امسال برای جامعه ترکیه نقطه عطفی بشمار می‌رفت، زیرا برگزاری انتخابات شهرداری‌ها را پشت سر گذاشت، البته با تصوری که ما از قدرت و سمت شهرداری داریم شاید به اهمیت وافر آن پی نبریم ولی در نظام حکومتی ترکیه، شهرداری یکی از اساسی‌ترین سمت‌های سیاسی به‌شمار می‌رود، که وظایف و اختیارات بسیار گسترده‌ای، از جمله: انتساب رؤسای سازمان‌های بزرگ اداره کننده شهر را در دایره کارکردهای خود، دارند؛ در یک تمثیل دامنه‌ی اختیارات شهرداری در ترکیه شبیه به فرمانداری در ایران است.
موقعیت جغرافیایی ‌کردستان ترکیه‌ ‌به شکلی است که بر روی نقشه، مناطق شرقی و جنوب شرقی ترکیه را در بر می‌گیرد و با کشورهای ایران و عراق و سوریه هم مرز است. آمار موثقی در مورد میزان جمعیت کردهای ترکیه وجود ندارد؛ ولی آمارهای رسمی دولت ترکیه نشان می‌دهد که بالغ بر 12 میلیون نفر هستند. این در حالی است که آمارهای غیررسمی جمعیت کردها را بالغ بر 22 میلیون نفر تخمین می‌زند. به هرحال هردو این آمارها دارای جهت‌گیری‌های ارزشی هستند، آنچه که اهمیت دارد چشمگیر بودن تعداد کردهای ساکن در این منطقه است که می‌تواند تأثیر اساسی در تعیین سرنوشت مردم ترکیه بگذارند، کما اینکه در چند انتخابات اخیر آنرا به عینه مشاهده کردیم. در این نوشته سعی خواهیم کرد نگاهی کلی به سه انتخابات اخیر انجام شده در ترکیه داشته باشیم؛ (انتخابات سال 2002،انتخابات پارلمان ترکیه 2007و انتخابات شهرداری‌های 2009بعد رفتار انتخاباتی کردهای ترکیه را بررسی خواهیم کرد.)
حزب عدالت و توسعه در انتخابات سال 2002 موفق شد اکثریت آراء را به خود اختصاص دهد و بخش اعظم این پیروزی را مدیون آرای ماخوذه از مناطق کردنشین بود و این تراژدی در انتخابات پارلمانی سال 2007 نیز تکرار شد و حزب عدالت و توسعه با اکثریت آراء در مناطق کردنشین خود را در حاکمیت ابقا کرد، ولی انتخابات نوروز امسال نتایج متفاوتی داشت، بگونه‌ای که حزب د ت پ، شهرداری‌های تحت کنترل خود را به 96 شهر افزایش داد ولی بازهم اداره تعدادی از شهرداری‌های کردستان از جمله: یکی از بزرگترین شهرهای کردنشین (وان)، تحت سیطره حزب عدالت و توسعه(آ ک پ) باقی ماند.
در ادامه بحث سعی خواهیم کرد عوامل مؤثر بر رفتار انتخاباتی ‌کردستان ترکیه‌ ‌را مورد تحلیل جامعه‌شناختی قرار دهیم.
از جمله عوامل مؤثر بر گرایش کردها به حزب آ ک پ، ماهیت اخلاقی این حزب و اهداف آرمانی آن است؛ زیرا این حزب (که تاریخ طولانی نیز ندارد، و در واقع منشعب از حزب سعادت است)، مرامنامه بنیادی خود را بر طبق اصول اسلامی پایه‌گذاری کرده، و دو هدف آرمانی شامل توسعه اجتماعی و اقتصادی و عدالت‌پروری را مقصد تکاپوی خویش قرار داده است. این در حالی است که مناطق کردنشین جزء عقب مانده‌ترین مناطق ترکیه بشمار می‌روند و از فقر فرهنگی- اقتصادی شدیدی رنج می‌برند که ناشی از حرکت فاشیستی کمالیست‌ها و مخصوصاً ارتش لائیک مسلک پان ترک مسلط بر اهرم‌های سیاسی ترکیه است.
�زاین رو مردم مظلوم و محروم کردستان با هدف پیشرفت اقتصادی و فرهنگی و بازتوزیع عدالت‌محورانه‌ی ارزش‌های مادی و معنوی، برای جبران عقب ماندگی خود فقط دو گزینه در اختیار داشته اند: یکی حزب آ ک پ بود، که بظاهر حزبی عدالت‌محور و توسعه‌خواه جلوه‌گر شده بود و به وجود هویتی بنام هویت کردی اذعان، و مرامی سکولاریستی و پیرو فرهنگ اسلامی داشت و همین شاخص تنها ویژگی بود که این حزب را از دیگر احزاب سیاسی ترک جدا می‌کرد، چرا که دیگر احزاب سیاسی از جمله حزب ملی ترکیه با ایدئولوژی لائیسیته و فاشیستی خود، اصلاً حاضر به قبول موجودیت کردها نبودند. در حالی که حزب آ ک پ با نشان دادن چهره‌ای اخلاقی از خود توجه کردها را به خود جلب کرد.
گزینه دوم حزب جامعه دمکراتیک (د ت پ) بود که زیربنای فکری خود را برپایه‌ی ارزش‌های دمکراتیکی مثل آزادی، برابری، عدالت و صلح بنا نهاده بود و طرفدار تغییرو ایجاد گفتمان تکثرگرایی در بین فرهنگ و تمدن‌های موجود در ترکیه بود. در حالی که این حزب خود را نماینده اراده ملت کرد معرفی کرده بود ولی مردم چنین اعتقادی نداشتند و شکست آنان در انتخابات 2007 از رقیب اصلیشان یعنی آ ک پ، این عدم مقبولیت را نشان داد، اگر به چرایی این نوع رفتار سیاسی کردها در انتخابات 2002 و 2007، بپردازیم باید به فاصله فاحش فکری و ایدئولوژیکی مردم سنتی و روشنفکران کرد ‌کردستان ترکیه‌ اشاره کنیم: یکی از عوامل مؤثر بر این شکاف، مندرس شدن و مسکوت ماندن عقاید و افکار دینی مردم ‌کردستان ترکیه‌ است که این عدم تکاپویی، خود باعث می‌شود ارزش‌های این ایدئولوژی با جریان علمی و ایدئولوژیکی روز، تضاد داشته باشد. یکی دیگر از دلایل این شکاف، برنامه‌های سیاسی ِ ساختار ِ حکومتی ترکیه است که سعی دارد خرده فرهنگ‌های دینی و قومی را از بین برده، تنها هویت ملی ترک و لائیک کمالیستی را نهادینه‌ کند؛ از این رو آموزشکده‌های مناطق کردنشین بصورت کمونی(شبانه‌روزی) بوده و محصل با ورود به این محیط بسته‌ی آموزشی، کمتر با خانواده خود در تماس خواهد بود ، بنابراین جریان اجتماعی شدن در خانواده، قطع شده و اهرم‌های ارزش‌دهی دیگری، جای خانواده را گرفته و محصل را بدور از آموزه‌های دینی خود و در تلاش برای تقبیح کردن عقاید دینی، اجتماعی می‌کنند. در نتیجه، تحصیل کردگان، ماهیت فکری- فرهنگی سنتی خانواده خود را فراموش کرده، و بیشتر از گفتمان‌های مسلط جهانی تأثیر می‌پذیرند؛ کما اینکه بیشتر روشنفکران ترکیه گرایشات مارکسیستی- لنینیستی داشته‌اند و شاید انتخاب این ایدئولوژی هم متأثر از نیروهایی، از جمله گرایشات رهبران کاریزماتیک باشد. البته این مسائل خود جای بحث دارد که درخور توجه اساسی در یک نوشته ی کامل است.
با این توصیف، باید اذعان کنیم که ملل موجود در خاورمیانه از جمله کردها، علاوه بر هویت ملی، دارای یک هویت دینی نیز هستند که در بسیاری از برهه‌های تاریخی، خود را به مراتب قوی‌تر از هویت ملی نشان داده است؛ ایجاد و تداوم هویت دینی نیز متأثر از عوامل بسیاری است که به چند عامل اصلی آن اشاره خواهیم کرد:
یکی از این عوامل، ماهیت فرهنگی-اجتماعی دین غالب بر این منطقه یعنی دین اسلام است که موجب شده، مسائل دینی و عقیدتی، در ذات فرهنگ مردم و چارچوب فکری، اجتماعی و سیاسی آنان رخنه کرده و خود را بازتولید کند. عامل دوم، ماهیت تئوکراسیستی (الهی بودن) حکومت‌های حاکم بر این سرزمین‌ها، از جمله کردستان بوده ‌که مسبب اصلی بازتولید فرهنگ و هویت دینی-اسلامی در این مناطق بوده‌اند.
ملت کرد و مخصوصاً ‌کردستان ترکیه‌ نیز دارای هویت دینی ِ بسیار قوی‌تری از هویت ملی‌اشان هستند؛ برای اثبات این ادعا کافیست نگاهی دوباره به نتایج انتخابات سال2002 و 2007 بیندازیم؛ چراکه در انتخابات پیشین شهرداری‌ها، اختیار شهرداری‌های بسیاری از مناطق کردنشین بدست تنها حزب مدعی قرآن‌محوری و دین‌داری(آک پ)افتاد که بعنوان نمونه می‌توان به شهر‌های بزرگی مثل وان، بتلیس، آگری، ماردین و سرت اشاره کرد در حالی که آراء داده شده به تنها حزب کردی به یک چهارم کل آرای آنان نمی‌رسید. و همچنین در انتخابات پارلمانی سال 2007 نیز این حزب عدالت و توسعه بود که بیشتر آراء ماخوذه را در مناطق کردنشین به خود اختصاص داد، بطوری که در بعضی از شهرها بیش از 80% آراء را بدست آورد. در انتخابات 29 مارس 2009 نیز اگرچه حزب عدالت و توسعه در مصاف با حزب د ت پ، شکست خورد و حزب د ت پ شهرداری‌های تحت کنترل خود را از 54 شهرداری به 96 شهرداری رساند ولی همچنان حزب آ ک پ کنترل شهرداری کلان شهر وان را در اختیار خود حفظ کرد.
نظر بنده بر این است که عواملی غیر از افزایش محبوبیت د ت پ، ‌در تغییر رفتار سیاسی مردم ‌کردستان ترکیه‌ دخیل بوده است: از جمله، مناسبات سیاسی و اقتصادی عالی حزب حاکم با اسرائیل بود که مورد نفرت مردم کردستان است و نیز بحران مالی جهانی که در ترکیه با افزایش بیکاری و نابسامانی در اقتصاد، خود را نشان داده است، و عامل دیگر، عدم اجرا کردن برنامه‌هایی است که حزب حاکم برای جذب آراء کردها به آنها وعده داده بود. در کل حزب حاکم، نتوانسته است، انتظارات مردم ‌کردستان ترکیه‌ را برآورده سازد؛ در نتیجه تنها آلترناتیو باقی مانده برای مردم، حزب جامعه دمکراتیک بود با این وجود که این حزب نسبت به افکار سنتی مردم خویش، از جمله اسلام‌گرایی و هویت دینی آنان بی‌تفاوت بوده است. بنابراین شکست نسبی حزب عدالت و توسعه نشان‌دهنده افزایش کارایی و محبوبیت حزب جامعه دمکراتیک نیست چراکه عدم کارایی حزب حاکم باعث شده کردها توجه خود را به تنها جایگزین آن یعنی حزب جامعه دمکراتیک جلب کنند.
سخن آخر
با توجه به جو حاکم بر سیستم نظام بین‌المللی و معادلات توازن قوآ در خاورمیانه و همچنین بستر‌های سیاسی- فرهنگی نشأت گرفته از شبه دمکراسی موجود در ساختار سیاسی ترکیه، تنها راه دستیابی به آزادی فردی و اجتماعی و نیز حقوق ملی ‌کردستان ترکیه‌، فعالیت‌های مدنی و استفاده از نهادهای فرهنگی و سیاسی در این راستا است. امروزه حاصل این تلاشهای مدنی را می‌توان در شکل گیری حزب د ت پ جویا شد؛ اما این حزب برای رسیدن به اهداف خود در یک جامعه شبه دمکراتیک نیاز به پشتیبانی مردم دارد تا بتواند با ورود به پارلمان و تقویت قدرت چانه‌زنی خود، با افزایش کرسی‌هایش درپارلمان، قبل از هرچیز قانون اساسی ترکیه را که بر مبنای انکار کردن هویت کردی تدوین شده است، تغییر داده و هویت ملت کرد را با پشتیبانی قانون، رسمی کند و در مرحله بعد به حل و فصل مشکلات و محرومیت‌های ملت خود بصورت قانونی بپردازد. این حزب برای نائل آمدن به چنین اهدافی، باید بازنگری گسترده‌ای در ایدئولوژی و اهداف سیاسی- فرهنگی خود داشته باشد؛ یکی از اساسی‌ترین کمبود‌های این حزب، که پاشنه آشیل آن محسوب شده و تا به امروز از آن ناحیه، ضربات مهلکی خورده است، عدم توجه به زیربنای فرهنگی جامعه خویش است. به عبارت دیگر، دین اسلام در بنیان‌های فرهنگی کردستان و مخصوصاً ‌کردستان ترکیه‌ ریشه دوانده و باعث ایجاد هویت دینی، سوای هویت ملی آن جامعه شده است. تمام شواهد و مسائل بررسی شده دراین نوشته نیز منتج به اثبات وجود چنین هویتی در بین جامعه کردستان است. البته منظور بنده از جامعه کردستان، ‌قشر سنتی و دین‌گرای جامعه است که اکثریت رأی دهندگان، حداقل در ‌کردستان ترکیه‌ را شامل می‌شود
هدف از طرح چنین مباحثی، ارائه پیشنهاد برای ایجاد یک مکتب فکری بنیادگرا در ‌کردستان ترکیه‌ نیست؛ بلکه معتقدم که حزب جامعه دمکراتیک باید هویت دینی ملت خود را به رسمیت بشناسد و با استفاده از ابزارهای فکری و فرهنگی موجود، عقاید دینی مردم را پرورش دهد و ارزش‌های معنوی اصلاح شده را بازتولید کند. یکی از این راه‌کارها، ایجاد جریان روشنفکری دینی(نواندیشی دینی) و بازسازی تفکر دینی در اسلام است؛ چرا که با استفاده از این جریان می‌توان به اصلاح ارزشهای معنوی غبار گرفته حاکم بر جامعه سنتی کردی پرداخت؛ به‌گونه‌ای که با دستآوردهای ‌نظام‌های اجتماعی مدرن سازگار باشد، تا با استفاده ابزاری از این ارزش‌ها به حقوق ملی کردستان دست یابند.

منبع :
http://www.4rojhelat.org





طبقه بندی: اخبار عمومی کردستان، 
برچسب ها: انتخابات در ترکیه، DTP، انتخابات در کردستان ترکیه،  

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 اردیبهشت 1388 توسط دیاکو
درباره وبلاگ

جستجو

آرشيو مطالب

آخرين مطالب

نويسندگان

موضوعات

پيوند ها

ابر برچسب ها

آمار سايت