تبلیغات
کردستان بلاگ - شهرستان اشنویه (= شنو)
کردستان بلاگ
تاریخی ، فرهنگی

اشنویه : به کردی شنو  (Şino) یکی از شهرهای کردنشین استان آذربایجان غربی ایران است. این شهر مرکز شهرستان اشنویه است که در قسمت غربی این استان جای گرفته است. بر پایه سرشماری سال ۱۳۸۵، جمعیت این شهر برابر با ۲۹٬۸۹۶ نفر بوده است.

شیخ عبدالعزیز (برادر شیخ عبدالعظیم) از بزرگان آن است. محمد امین زاده بلدی ملقب به امین اشنوویی از شاعران سرشناس اشنویه است

اشنویه(شنو) در حالیكه در موزه قدم می زدم یك سنگ بزرگ با دستخطی قدیمی توجهم را به خود جلب كرد . طبق گفته راهنما این سنگ بین دو مرز آشوریان و
اوراتور ، نه صد سال قبل از بنای تخت جمشید قرار داده شده بود . این سنگ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‌(كیله شین) نام دارد . نام شهر اشنو با خط میخی روی سنگ حك شده است . من كنجكاو شدم كه بیشتر در مورد این شهر بدانم. حالا من آنرا از جنبه های جغرافیای تاریخی و اجتماعی توضیح می دهم . اشنویه در جنوب غربی آذربایجان غربی ، بین سه كشور ایران ، عراق و تركیه واقع شده با طول جغرافیایی 45 درجه و 6 دقیقه و عرض 37 درجه و 2 دقیقه و 30 ثانیه و اختلاف ساعت آن با تهران 20 دقیقه و 12 ثانیه است و با مركز استان 71 كیلومتر فاصله دارد . ارتفاع متوسط آن از سطح دریا 5080 فوت معادل 1524 متر است و مساحت كل منطقه اشنویه 64 كیلومتر است . در شمالغربی دو قله بنام رندوله (با ارتفاع 6000 پاو ) و بابوله در روبروی هم قرار دارند و مشرف به شهر اشنویه می باشند . این دو قله دارایی یخچالهای طبیعی دره ای است .

اشنویه دارایی مطبوع ترین آب و هوای منطقه
آذربایجان غربی است سرد و مرطوب كوهستانی بوده و دارای زمستانهای سرد و طولانی و تابستانهای معتدل می باشد . حداكثر درجه حرارت در تابستان 6/40 درجه سانتیگراد و حداقل درجه حرارت 5/14 درجه مشاهده شده . گرمترین و سردترین محل ، به ترتیب نالوس و گلاز می باشد . میزان بارندگی سالیانه 5/440 میلیمتر و درجه رطوبت 5/2 درصد در سال می باشد . اشنویه منطقه بادخیز می باشد از جمله بادشمال (شه مال ) ، بادزریان ، باد قبله و باد سلماس . گادر ، كانی رش ، گلازچای ( روبار ) و گرد كاشان از جمله رودخانه های واقع در اشنویه اند كه بزرگترین آن رودخانه گادر به طول 100 كیلومتر است كه در كتاب های تاریخی به نام رود كدیر مشهور است . سلطان مصطفی ( كانی باد ) ، پیر رش ، باد كانی شیخ رش ، كانی پولیه ( آب آن از زیر شكاف سنگها می جوشد و بعد از جریان پیداكردن تبدیل به سنگهای كوچك آهكی می گردد ) ، كانی گراو ، كانی سپی ، كانی مرگور ، سه كانی عین الروم و ... از جمله چشمه های معدنی اشنویه هستند كه مردم برای علاج بیماری رماتیسم و امراض پوستی از آنها استفاده می كنند كه معروفترین آنها كانی گراو است كه در یكی از باغهای اطراف اشنویه واقع است در هنگام اشغال این منطقه توسط روسها دور تا دور آنرا میوه فرا گرفته مانند گردو ، بادام و انگور ( كه مورد توجه سیاح معروف عرب ابن هوقل نیز قرار گرفته است ) حمدالله مستوفی و یاقوت حموی از باغ های این شهر تعاریف زیادی نموده اند . مهمترین محصول صادراتی آن گندم و گیلاس است . ( طوریكه آنرا شهر گیلاس نامیده اند ) توتون اشنویه دارای معروفیت خاص است كه دارای ساقه كوتاه و برگهای پهن است و به توتون كردی معروف است . دارای منابع زیر زمینی دست نخورده از قبیل نفت است دنباله رگه های نفتی كركوك می باشد در چشمه كانی چاورش روی آب را ماده ای چربی فرا گرفته كه مردم در گذشته از این در چراغ می ریختند .

برده زرد ( سنگ زرد) ، سنگ آهن مرمر و سنگ های آهكی از جمله سنگ هایی است كه در اشنویه به فراوانی یافت می شود . اشنویه از نظر تاریخی یكی از بزرگترین شهرهای كردستان بوده ، قدمت آن زیادتر از سه هزار سال می باشد . در سیزده قرن از میلاد مسیح شهری آباد و پر جمعیت بوده و با حدود 400 هزار نفر جمعیت داشته و دارای چهار دروازه بود كه هر كدام به صورت قلعه مستحكم در جهار قسمت شهر قرار داشته اند. دروازة قلاتوك (قلعه) در شمالغرب ، روستای آسناوه (حسن آباد فعلی) در جنوب ، گرد كشان در شمال شرق و ركاباد در بالای جادة اشنویه - نقده قرار دارد . بعضی ها عقیده دارند كه اشنویه در قدیم به علت حضور ملكه صبا به نام شهر صبا معروف بوده نام شهر اشنویه به نام } اشنو { در سنگ كیله شین (Kelichin ) به خط میخی منقوش است . نام های قدیمی
شهر آشنو ( از زبان كلدانی ) ، عشنو ، شنو ، اشنو به معنی قلعه ، برج ، بارو ، سنگر و حصار است ولی به عقیدة برخی مورخان اشنویه در اصل ( اُشنه ) بوده كه به معنای گیاه خوشبو است و به فارسی آن گیاه را ( دواله ) گویند كه بر درخت صنوبر و گردو میپیچد . در كتیبه كوروش از ایالت ( اشنوناك ) كه همان اشنو است نام برده شده كه خواجگذار كوروش بوده اند  . از نظر تاریخی سابقه این ناحیه به قبل از مادها می رسد و اقوامی چون ...

اقوامی چون لولوبیان ،آشوریها، اورارتوها و ماد در این منطقه سكونت داشته اند . این شهر در طول تاریخ ، جولانگاه جنگ و گریزهای زیادی بوده است از جمله باره میان عثمانیان و روسها كشتارهای وسیعی در این منطقه صورت گرفته است . در سال 1320 ه.ق زلزله بزرگی شهر را تكان داده و خسارتهای مالی و جانی سنگین به باد آورد به طوریكه تقریباً شهر از بین رفت در سال 1909 میلادی عثمانیها اشنویه را تسخیر نمودند و در حد وسیعی كشتار نمودند . به علت جنگ روسها و عثمانیها در این نواحی زیان زیادی به جان و مال مردم وارد شد . پس از روسها نوبت جیلوها ( شاخه ای از آشوریها ) رسید كه به شهر هجوم آورده و حتی به زنان و كودكان نیز رحم نكردند . به دنبال جنگ جیلوها و روسها ، قحطی بزرگی پدید آمد . به علت مرگ و میر زیاد ، مردم از فرط گرسنگی به طرف عراق ( موصل و كركوك ) حركت كردند و چون مصادف با زمستان بود آب و هوای نا مساعد و برف فراوان سبب شد كه عدة زیادی در راه تلف شدند و فقط چند خانوار جان سالم به در بردند و فقط چند صد نفر باقی ماندنداشنویه آثار باستانی بسیاری از جمله قرید روستای بمزورتی ( دارای 120 هزار نفر جمعیت بوده و اسم آن در اصل بی دین زورتی به معنی موقوفه یا بخشیده شده به زبان آشوری می باشد . كلیسای دارالعلمای مسیحی در این منطقه بوده ما رابراهم اُسقف بزرگ این منطقه بوده آثار گورستان مسیحیان در این محل باقی مانده اند ) ، دنخه ، تپه ده شمس ، تپه حسن چشمه گل ، تپه نرزیوه ، چهاربت ، تپه گرد ملا احمد ، قلعه توك ، تپه حسن آباد و سنگ كله شین . سنگ كیله شین ( Kelichin ) در جنوب غربی اشنویه در مرز ایران و عراق واقع شده است . سنگ كیله شین سنگی است بزرگ آبی به ارتفاع 170 سانتی متر كه كتیبه ای به دو زبان اوراتویی و آشوری در آن وجود دارد و متعلق به قرن هشتم پیش از میلاد است متن اوراتویی از ایشیونیا ( 814 سال پیش از میلاد ) پادشاه اورارتو است و سمت چپ همان متن به زبان آشوری است در كتاب ( المنجد ، تاریخ آشور ، كتاب كشیش های ریش قرمز ) در مورد كله شین چنین نوشته اند : ( معنی لغوی كله شین ستونی به رنگ آبی است و به عبارت است از سنگ كوچكی به صورت مكعب مستطیل یا استوانه در كنار قبر و یا بالای سر اموات نصب می نمایند . ) این سنگ از نظر جغرافیایی اهمیت دارد از مركز تقسیم خوردن آبراهه های كوههای مرزی بوده كه ( مقیم العیاهی ) گفته می شود به قول نویسنده مشهور كلدانی قدمت این سنگ 900 سال قبل از بنا نهادن تخت جمشید می باشد در آن اسم سه شهر ( ورمی ، شنو ، نیرگی ) آمده است نخستین كسی كه این لوحه را به دنیا معرفی نمود شولش باستانشناس آلمانی بود . اشنویه دارای اماكن متبركه : شیخ عبدالعزیز ، سلطان مصطفی ، سید تاج الدین ، ( حمدالله مستوفی اورا از فقیه های بزرگ خوانده ) ، حاج شیخ اسماعیل برزنجی ، خلیفه ملا خضر و خلیفه ملا شفیع ... و مشاهیر و عرفا از جمله : علی بن شیخ حامد اشنویی و احمد كور ( معروف به شیخ احمد عاشق ) می باشد . اشنویه دارای 79 روستا و جمعیت كل 62 هزار می باشد زبان مردم اشنویه كُردی سورانی می باشد مردم لباس كُردی می پوشند دین مردم این منطقه اسلام و مذهب اكثریت شافعی می باشد . چهار ایل و عشیره عمده در منطقه اشنویه وجود دارد : زرزا ، مامش ، هركی و سادات مهمترین كار مردم كشاورزی و دامداری می باشد . اسم معمول آن امروزه اشنویه است . در زبان محلی همان شنو است . اشنویه شهری زیبا ، با شكوه و تاریخی است . از نظر جغرافیایی دارای موقعیت مهم نظامی است زیرا بین سه كشور واقع است . از آنجا كه اشنویه محل زندگی مسیحیان بوده ( در قرن پنجم بعد از میلاد ) عتیقه های زیادی كه متعلق به آنهاست در این منطقه پیدا شده كه هم اكنون در موزه های سراسر جهان نگهداری می شوند . اشنویه دارای مزیتهای فراوان تاریخی ، اقتصادی و طبیعی است كه مسافران بسیاری را به خود جلب می كند . در پایان شما را دعوت می كنم كه از شهر من دیدن كنید .

معرفی کتیبه‌ی کیله‌شین منطقه باستانی اشنویه آثار متعدد تاریخی را در خود جای داده و بخشی از تاریخ تمدن ایران باستان مدیون آثاری است که در این منطقه پیدا شده است و هم اکنون بقایای آثار و تپه‌های متعددی که هر کدام نشان از تمدن پیشرفته جهان کهن را در سینه دارند در این خطه به جای مانده است. باستان‌شناسان به این نتیجه رسیده‌اند که این ستون ماندگار تاریخی در سال 814 قبل از میلاد به دست ایشپوینی پادشاه اورارتو در این محل نصب شده است. مرحوم نصرت‌الله مشکوتی در فهرست بناهای تاریخی ایشپوینی را به اورارتو نسبت می‌دهد. در حالی که در متن کتیبه اسمی از اورارتو برده نشده است و از شاه تاتیری سخن می‌گوید اگر نائیری را با نهری امروزی که منطقه‌ای در همان حوالی کتیبه است بدانیم امپراطوری نهری به زمانهای بسیار دور می‌رسد.

معنی لغوی کیله‌شین کلاشین استوار سنگ بنای تاریخ - کلاشین نام خود را از دو واژه کردی "کله به معنای سنگ قبر و شین به معنای آبی یا کبود" گرفته است لغت کل به معنای «به معنای سنگ قبر» در میان مسلمانان معنی خاصی دارد و آن عبارت است از سنگ کوچکی به صورت مکعب مستطیل یا استوانه که در کنار قبر یا در بالای سر اموات نصب می‌نمایند.

جایگاه تاریخی جایگاه این سنگ تاریخی جزو ملک روستای «درود» به غرب شهرستان اشنویه است که در زبان کردی «دڕوو» به معنای خار خوانده می‌شود. روستای درود بالاتر از روستای شیخان در دهستان هیق قرار گرفته است معبد و گذرگاه و همچنین رشته کوه معروفی در نوار مرزی ایران و عراق نام خود را از این سنگ گرفته‌اند. این سنگ‌نوشته به جای ستون مرزی در سر راه رواندوز به اشنویه در وسط گردنه کوهی که اشنویه را از رواندوز جدا می‌سازد نصب شده بود با وقوع جنگ بین ایران و عراق با توجه به اهمیت تاریخی و به منظور حفظ این میراث ارزشمند فرهنگی از آسیب‌های احتمالی در سال 1365 به پیشنهاد برخی از فرهنگ دوستان منطقه و با مساعدتهای مرکز باستان‌شناسی ایران و سازمان میراث فرهنگی این سنگ‌نوشته‌ی تاریخی به موزه ارومیه انتقال یافت و با انتقال این کتیبه به موزه ارومیه از خطر نابودی نجات یافت امید است در آینده بعد از آرامش کامل با اتخاذ تدابیر لازم به محل اصلی انتقال و تحت حفاظت قرار گیرد. مشخصات فیزیکی کتیبه سنگی کلاشین به خاطر جنس خاص این سنگ مشهور است که این نوع سنگ در منطقه یافت نمی‌شود و ظاهرا این سنگ از مکان دیگری به این مکان آورده شده است کتیبه به صورت یکپارچه و با دو خط میخی اورارتویی و آشوری در هر چهار طرف سنگ دارای نوشته می‌باشد. قسمت آشوری این سنگ در اثر تیراندازی‌های مکرر افراد ناآگاه به شدت آسیب دیده است ولی خطوط آن هنوز خواناست. در قسمت پشت کتیبه که به زبان اورارتویی است ساییدگی بر روی سنگ دیده می‌شود. ارتفاع این سنگ نوشته 167 سانتی‌متر است و عرض باریک آن چهل سانتی‌متر است که به عنوان رشته و اتصال در مقر چهارگوش وسط پایه به ابعاد 23x 4 سانتی متر جای گرفته است ضخامت کتیبه از بالا به پایین از 28 تا 30 سانتی متر متغیر است . اضلاع چهارگوش پایه حدود 112 x 114 سانتی متر است و این سنگ بر روی یک پایه مکعب شکل گرفته است و وزن این کتیبه همراه با پایه‌اش 6/1 تن می‌باشد.

معرفی کیله‌شین نخستین کسی که این لوحه را به دنیا معرفی کرد شولتز باستان‌شناس آلمانی بود که در سال 1829 این سنگ را کشف کرده و از آن کپی‌برداری نمود، اما چند روز بعداز کپی‌برداری این شخص به قتل رسید و هنگام کشته شدن رونوشتی را که از خطوط این سنگ برداشته بود از بین رفت. پس از مرگ شولتز در سال 1838 ژنرال راولسنین کاشف معروف بیستون و آشورشناس مشهور انگلیسی قسمتی از خطوط این سنگ را رونویسی نمود و آن را در معرض مطالعه دانشمندان و علاقمندان قرار می‌دهد. در سال 1852 خانیکوف روسی و در سال 1858 بلاو از این سنگ قالب تهیه می‌کنند و در سال 1858 بلاو از مجموع مطالعات انجام شده مطلبی تهیه و منتشر می‌نماید. در سال 1882 میلادی مستشرق دیگری به نام سایکه موفق به ترجمه متن اورارتوریی این کتیبه می‌شود. در سال 1890(م) دمرگان فرانسوی در جستجو و کشف راز این سنگ برمی‌آید. تا این تاریخ هیچگونه قالب‌گیری کاملی از سنگ نوشته کلاشین گرفته نشده بود در پاییز همان سال دمرگان شخصاَ به آذربایجان آمده و پس از اینکه حکومت وقت آذربایجان یکی از خوانین ایل زرزا را در اختیار وی قرار می‌دهد همراه با خان مزبور از دهکده هیق به طرف گردنه کلاشین حرکت می‌کند و پس از رسیدن به مقصد در مدت دو ساعت به طریقه اشامپاژ نسخه کاملی از تمامی جهت‌های لوحه تهیه می‌کند. بخشی از خطوط این لوحه که به زبان آشوری است برای اطلاع کامل از متن آن به وسیله ژاک دمرگان به پرشیل آشورشناس مشهور عرضه می‌گردد. پرشیل پس از زحمات فراوان موفق به ترجمه آن گردید و آن را همراه با مقدمه‌ای در یکی از روزنامه‌های پاریس انتشار می‌دهد. متن اصلی کتیبه کلاشین از 42 سطر تشکیل شده است و از آن چنین مستفاد می‌گردد که ... مهر کپوسی، ایشیوینی و منوا که هر سه از پادشاهان سرزمین توشیبا بوده‌اند، این سنگ را به هالدیه خداوند شهر موازیر اهدا کردند. ولایت پارسوا در غرب دریاچه ارومیه (چی چست) قرار داشت و در قرن ششم قبل از میلاد دولت جدیدی بنام هالدیه یا خالدیه ظهور کرده و ولایت پارسوا را به خود ضمیمه کرده پادشاه خالدی سنگ کلاشین را تراشیده و در گردنه کلاشین در جنوب غربی دریاچه نزدیک سرحد نصب کرده است.

ترجمه متن اورارتویی سنگ نوشته کلاشین نزد خدای خالدی به شهر موساسیر برای تقدیس آمدند رمه‌ای به خدای خالدی تقدیم داشته و چنین گفتند آن کس که این رمه‌های رهاشده را از جلوی دروازه معبد خدای خالدی بریابد، آنکس که بیند آنها را می‌دزدند و خود را در تاریک و خفا پنهان سازد، و آنکس که در مرکز شهر موساسیر زندگی می‌کند و می‌شنود. مشخص این رمه‌ها را، از برابر دروازه‌های خدای خالدی از نابودی آنها، افسرده نمی‌شود به چنین آدمی، خدای خالدی مرحمت و الطاف بیکران ندارد و نسل او را از روی زمین برخواهد داشت. هر کس این سنگ‌نبشته را از این جا بردارد، هر کس این سنگ‌نبشته را بشکند، هر کس به کس دیگری بگوید، برو این سنگ‌بشته را بشکن، تمامی خدایان شهر موساسیر، خدای خالدی، خدای هوا، خدای خورشید نسلش را از روی زمین برخواهد انداخت.

«ترجمه متن اورارتویی سنگ نوشته کلاشین» آنگاه که ایشپوینی پسر «ساردور» شاه بزرگ، شاه قدرتمند، شاه جهان، شاه سرزمین «نایری» سرور بزرگ شهر «توشیبا شهر» و «منووا» پسر او نزد خدای «خالدی» به شهر «موساسیر» به معبد بلندی که برای خدای «خالدی» بنا کرده بودند، آمدند، «ایشپوینی» پسر «ساردور» برای معبد بزرگ، جنگ افزارهای نفیس، و رمه های زیبا آورده است. «ایشپوینی» اشیاء مفرغی و ظروف مفرغی آورده است. ایشپوینی رمه‌های بسیار آورده است (که) تمام این هدایا را دوباره (مجددا) (برای این معبد) مقرر داشته است. «ایشپوینی» تمامی این هدایا را در برابر دوازده «خالدی» به خدای «خالدی» به خاطر (دوام) زندگی خود، ارزانی می دارد... «ایشپوینی» بعنوان کفاره 1112 گاو 9120 ( بز فربه، و قوچ،)و 12480 بز فربه برای وقف آورده است هنگامیکه «ایشپوینی» پسر «ساردور» شاه بزرگ، شاه قدرتمند، شاه جهان، شاه سرزمین «نایری» سرور بزرگ شهر «توشپا شهر» در برابر «خالدی» به نیاز، آمد برای (جلب) مرحمت خدای «خالدی» این... و سپس، او «ایشپوینی» این حیوانات و اشیا را در مسیر دروازه های، معبد خدای «خالدی» گذارد. در «موساسیر» رمه های (اهدایی) را، نگهبانان رها کرده، یا در نگهداری آنها کوتاهی کرده بودند. از برابر دروازه‌های (معبد) خدای «خالدی» دزدیدند و فروختند. اینکه در اینهنگام که آنها «ایشپوینی» پسر «ساردور» و «منوا» پسر اپشیوینی به شهر موساسیر برای تقدس آمدند رمه ای به خدای «خالدی» تقدیم داشته و چنین گفتند: آن کس که این رمه های رها شده را از جلوی دروازه «خالدی» بدزدد، آن کس که ببیند آنها را می دزدند، و خود را در تاریکی و خفا پنهان سازد، آن کس که در مرکز شهر «موساسیر» زندگی می‌کند. و می‌شنود شخصی (این) رمه‌ها را، از برابر دروازه‌های «خالدی» دزدیده و به همراه (خود) برده است، و از نابودی آنها، ‌ناراحت (افسرده) نمی‌شود، به چنین آدمی، خدای «خالدی» مرحمت ندارد، و نسل او را از روی زمین برخواهد داشت. هر کس این کتیبه را از این جا بردارد، هر کس این کتیبه را بشکند،‌ هر کس که به کس دیگر بگوید «برو... این کتیبه را بشکن، تمامی خدایان شهر «موساسیر» خدای «خالدی»، خدای «هوا» و خدای «خورشید» نسلش را از روی زمین، برخواهند داشت.

منابع و مآخذ :

1. محمود پدرام، تمدن مهاباد، چاپ 1373، نشرهور 2. عبدالحسین آذرنگ، تاریخ تمدن، هنری لوکاس، چاپ اول1372، کیهان 3. یونس مروارید، مراغه، چاپ دوم 1371، انتشارات علمی 4. اشنویه گنجینه آثار باستانی ، پرویز راد، روزنامه کیهان 17 بهمن 1374

برگرفته از ویکی پدیا




طبقه بندی: تاریخچه شهرهای کردستان،  تاریخی، 
برچسب ها: شهرستان اشنویه، شاری شنو،  

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 7 اردیبهشت 1388 توسط دیاکو
نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ

جستجو

آرشيو مطالب

آخرين مطالب

نويسندگان

موضوعات

پيوند ها

ابر برچسب ها

آمار سايت