تبلیغات
کردستان بلاگ - قتل عام ارمنی ها
کردستان بلاگ
تاریخی ، فرهنگی

عصر آدم کشها ؛

تاریخ به روایت وحشت!

(به خاطر قربانیان 24 آوریل  1915 ، قتل عام ارمنی ها )

بی گمان یکی از فجایع هولناک عصر ما، روندی است متعارف و سنتی مالوف که طی آن جلاد در هیئت قهرمان ظاهر می شود، قهرمانی که خود را وارث هزاره های تاریخ می داند ، اینجاست که جلاد قهرمان نما به چیزی جز بقای خود و مرگ دیگری نمی اندیشد. او هرچه انسان ها را باددمنشی بی بدیل و سبعیتی تمام عیار قتل عام کند ، بخت برای قهرمان شدن بیشتر یار او خواهد بود. او برآمده از خرابه های خود شیفتگی است، خرابه های که سرشار از سربردیده ی قربانیانی است بی جرم و بی جنایت. دل انگیزترین منظره برای جلاد در حقیقت دست و پا زدن قربانی است در تلاشی نافرجام برای نمردن. او خاطره لحظه های شیرین و به یاد ماندنی تلاش مذبوحانه ی قربانی را به زغم خود برای همیشه و هنوز پاس می دارد و قربانی در خلوت بی راهه خویش شماره ی گناهان آن ژنرال را که رویای او را غارت کرده اند با خون خروشان شان برتارک تاریخ تاراج شده اش می نویسد و خنجر همیشه در نیامش را برای روز انتقام صیقل می دهد.

آری این میراث بی قدر شده ی قربانیانی است که روزی ، روزگاری قلب از سنگ برخاسته ی تاریخ این همه بن بست کج و کول را تسخیر خواهند کرد و جلاد، در فراسوهای این مسلح خون آلود شریک اخلاقی نظامی استبرساخته از هراسی خوف انگیز و وحشتی بی پایان.

آری! حضور همواره شبح جلاد در خاطه ی قربانی ، عصر ما را بدل به عصر آدمکش های حرفه ای نموده و قربانی ، صدایی است خاموش در انزوای برهوت تاریخی خون آشام به روایت وحشت.

بی شک اولین نشل کشی و کشتار قومی به شیوه ی مدرن، قتل عام ارامنه ای است که طی سه مرحله به دست امپراتوری سفاک عثمانی صورت گرفت. اگرچه خصومت ترک های تورانی با ارمنی ها به سال 1515 برمی گردد که طی آن دولت عثمانی بخش کثیری از ارمنستان غربی را با زور سرنیزه غصب نموده و ساکنان ارمنی این نواحی را به قتل رساند.

اما طبق شواهد تاریخی اولین مرحله قتل عام ارمنی ها در سال های 96-1894 صورت گرفت و مرحله دوم آن سال 1909 بود که مناطق ارمنی نشین آدانا و سیلیسی با خاک و خون یکسان گردید. اما مرحله سوم نشل کشی که سویه های فاجعه بار آن از ژرفای بی نظیر برخودار بود در سال 1915 صورت پذیرفت که طی آن یک میلیون و پانصد هزار نفر از رامنی های بی گناه در نواحی تارسوس، بیجک، آنتیوک، ماراش، زیتون و ... در خاک و خون غلتیدند. این مرحله که در زمان سلطان عبدالحمید و به دستور کامل پاشا وزیر اعظم سلطان عثمانی صورت گرفت و ژنرال قره باقر مسئول رسمی این کشتارها بود، از زندانیان و جانیان علیه ملت بی گناه ارمنی سود جستند به طوری که هر زندانی در ازاء کشتن هر ارمنی میزان قابل توجهی از مجازات او مورد عفو واقع می شد. در همین اثنا بود که سپاه حمیدیه متشکل از جانیان و تبه کاران زندان های عثمانی در راستای کشتار وحشیانه ی ارامنه شکل گرفت. جالب اینجاست که این کشتارها در زمان حاکمیت حزب اتحاد و ترقی صورت گرفت، حزبی که جوهر ترقی را در قتل عام انسان های بی گناه جسته بود، انسان هایی که سالیان سال در سرزمین مادری شان زیسته بودند و دولت عثمانی حق زندگی را در این سرزمین از آنان سلب نمود.

م.رفعت که ظاهراً یکی از کسانی بوده که از سیاست های پشت پرده ی کشتارهای جمعی ارامنه آگاه بوده در کتاب اسرار انقلاب عثمانی و نقشه ی حزب اتحاد و ترکان برای نابودی ارمنیان چنین می نویسد : «جوانان زیر پرچم ارمنی را نخست به بیگاری در جاده ها واداشتند، سپس آنان را وادار به حفر گودال های بزرگ نمودند و بعد از انجام این کار همه ی آنان را تیرباران و اجسادشان را در گودال هایی که خود حفر کرده بودند، دفن نمودند.»

تاریخ این همه قضاوت را به خوبی به یاد دارد و فراموش نمی کند که حتی بعد از سقوط امپراتوری عثمانی و با تشکیل جمهوری نوین در ترکیه به رهبری کمال آتاتورک چگونه بنیادی موسوم به «بنیاد ترکیه» با تطمیع عده ای فرهیخته نما تاریخ ارامنه را چنان جعل و تحریف کردند و چنان آثر تاریخی و فرهنگی آنان را ویران نمودند که برای همیشه نامی از آنها در تاریخ نماند و اگر دخالت روسیه و میانجی گری های انگلیس نبود دولت ترکیه بر آن بود نسل ارمنی ها را از روی زمین برای همیشه قلع و قمع کند.

جالب اینجاست در روسیه ی بعد از انقلاب 1917 هم که مدعی سوسیالیزم و دفاع از حقوق ستم دیدگان بود بزرگداشت خاطره ی قربانیان را برای ارمنی ها ممنوع کرده و این است آن همه تاریخ مملو از خاطره های هولناک به روایت وحشتی هرگز فراموش ناشدنی.

 





برچسب ها: قتل عام ارمنی ها،  

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 6 اردیبهشت 1388 توسط دیاکو
نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ

جستجو

آرشيو مطالب

آخرين مطالب

نويسندگان

موضوعات

پيوند ها

ابر برچسب ها

آمار سايت