تبلیغات
کردستان بلاگ
کردستان بلاگ
تاریخی ، فرهنگی

سنندج  خبرنگار آفرینش

تاریخ نویسان و موسیقی دانان معروف جهان معتقدند که ; کردستان مهد تمدن موسیقی جهان به حساب می آید.
گزنفون تاریخ نویس یونانی در این باره نوشته : بعد از حمله یونان به ایران و شکست کوروش هخامنشی از یونانی ها ، هنگامی که لشگر یونان قصد بازگشت از کردستان را داشت ، کردها با خواندن نغمه ها و سرودهای دسته جمعی ، یونانی ها را مورد حمله قرار دادند.
گزنفون افزوده که : چگونه کردها در آن زمان با هنر موسیقی آشنایی داشتند و حتی از آن در جنگ ها هم استفاده می کردند.
در ویژه نامه موسیقیایی " فاسکه که " که در فرانسه منتشر می شود ، آمده که ایران قدیم و سرزمین "میسوپوتامیا" یعنی جایگاهی که کردها اکنون در آن سکونت دارند ، قدیمی ترین مهد موسیقی جهان بوده است.
به نوشته این نشریه ، تمام ملودی های ایرانی در اینجا  منظور ایرانی بودن ملودی ها  یعنی جایی که فرهنگ آریایی در آنجا حضور داشته ، نه مرز جعرافیایی و سیاسی ایران کنونی در جهان بی همتا و بی نظیر است.
قوم کرد به عنوان یکی از قدیمی ترین اقوام آریایی به علت بهره بردن از فرهنگ غنی ایرانی دارای اصیل ترین موسیقی و ملودی های جاودان و بزرگ است.
برای دستیابی به غنای موسیقی کردی باید از زرتشت و فرقه اهل حق شروع کرد ، زیرا اگر کرد خود را وارث تمدن ماد می داند ، زرتشت نوه به حق مادهاست و پیروان اهل حق نیز به حق کرد هستند و در کردستان زندگی می کنند و به زبان کردی گورانی سخن می گویند.
بر اساس کتاب های قدیمی اهل حق ، هنر موسیقی از زمان های قدیم مورد توجه مردم این آیین بوده است.
در نامه سرانجام (سرود یارسان) یکی از قدیمی ترین کتابهای اهل حق آمده است : زمانی که خداوند قصد داشت روح را در کالبد آدم بدمد ، روح در کالبد آدم قرار نگرفت تا اینکه بعد از چند روز خداوند به بنیامین دستور داد که روح را در کالبد آدم بدمد و بنیامین آوازی برای روح خواند و روح در کالبد آدم جای گرفت .
موسیقی کردی در میان مردم کردستان دارای یک پیوند ناگسستنی با زندگی روزمره مردم است ، بسیاری از صاحب نظران کرد معتقدند : موسیقی کردی یکی از اصیل ترین موسیقی های ایرانی که با گذشت قرن ها ، ویژگی های خود را در فولکلور عامه کرد زبان های ایرانی حفظ کرده است.
سازهای رایج در موسیقی کردی نی ، سورنا ، نایه ، دهل ، تنبک ، تنبور و کمانچه است.
به طور کلی در موسیقی ایرانی ملودی هایی در قالب هفت دستگاه ماهور ، شور ، نوا ، همایون ، سه گاه ، چهارگاه و پنج گاه جای می گیرند.
اما غیر از هفت دستگاه معروف فوق یک دستگاه مشهور دیگر وجود دارد و آن دستگاه " اصفهان " می باشد.
بسیاری از موسیقیدانان معتقدند این دستگاه بخشی از دستگاه شور است و بسیاری دیگر بر این باورند که شاخه ای از همایون است.  آوازهای " قه تاری " کردی در همین دستگاه جای می گیرند.
در میان هفت دستگاه فوق ، دستگاه شور از سایر دستگاه ها وسیع تر و بزرگ تر است زیرا اگر چه در سایر دستگاه ها ، چندین آواز دیگر جای می گیرد ، اما دستگاه شور علاوه بر این خود دارای چندین " گوشه " دیگر می باشد.  این گوشه ها شامل ابوعطا ، بیات ترک یا بیات زند ، افشاری یاهه وشار ، ده شتی و بیات کرد می باشد.  بسیاری از آوازهای کردی مانند کابوکی ، شاییک ده گری ، گول نیشان گول نیشان و اکثر آوازهای حیران در دستگاه شور جای دارند.
هنر موسیقی هر ملتی وقتی پیشرفت می کند که فرهنگ ملی آن دیار، مورد توجه باشد و شرط پیشرفت ، توسعه و احیا» آن در فرهنگ مردم نهفته است.
کردها
به فرهنگ ، زبان ، ادبیات ، سنت و موسیقی خود بسیار علاقه مند  و به همین دلیل در این مورد پیشرفت کرده اند.
کردستان با دیرینه حماسی و عرفانیش ، با صفا و سادگی عاطفی ساکنانش و با طبیعت بکر و دست نخورده اش از روزگاران کهن تا به امروز همواره پرورش دهنده موسیقیدانان بزرگی بوده است.
موسیقی کردی
دارای شیوه ها و آوازهای مختلف است که در زیر به آنها اشاره می کنیم.
بیت
بیت ، یکی از مهم ترین مقام های کلاسیک کردی که در جنگ ها ، جوانمردی ها و حماسه ها به کار برده می شود و در ستایش خالق یکتا و پیامبر گفته شده که نام دیگر آن در موسیقی کردی " بالوره " می باشد.
بالوره گویان ، بی پرده و بی واهمه آوازشان را از هر قسم که باشد سر می دهند زیرا می دانند که کسی از آنان دلتنگ نمی شود.  بیت خوانی مبتنی بر نغمه های کاملا ساده و بدون رعایت وزن و قافیه است.
این آواز کردی بیشتر در مناطق مهاباد ، مکریان و بوکان نواخته می شود.
سوز و مقام
سوز و مقام یکی دیگر از انواع شیوه های موسیقی کردی می باشد . مهم ترین ویژگی این آواز کردی توجه به سوز درون ، شکایت و زاری و چون با قدرت تمام صورت می گیرد به آن سوز و مقام می گویند  ، این آواز در اکثر مناطق کردستان وجود دارد.
سیاه چمانه
 سیاه چمانه یکی دیگر از مهم ترین آوازهای کردی می باشد . این آواز به شکل هجایی و دو مصراعی به سبک و سیاق ایرانیان کهن سروده می شود و به علت همزیستی با مسایل عرفانی رنگ و بوی جدیدی هم به خود گرفته و در پاره ای مواقع به آن مقام شیخانه یا صوفیانه هم می گویند.
شمس قیس رازی در کتاب المعجم فی معاییر اشعار عجم به سیاه چمانه اشاره می کند و می گوید که این آواز مختص منطقه هورامان کردستان است .
در مورد وجه تسمیه سیاه چمانه نظرهای گوناگونی وجود دارد . اما براساس یک نظریه معروف واژه سیاه به معنای رنگ سیاه و چمان که همان جمان بوده از کلمه کردی جامه گرفته و به نام جامه سیاه درآمده و منظور کسی بوده که در موقع خواندن این آواز جامه مشکی می پوشیده است.
این موسیقی بیشتر در مناطق اورامان ، پاوه ، نودشه ، نوسود ، مریوان و غرب سنندج نواخته می شود.
هوره
هوره از دیگر شیوه های موسیقی کردی است .
این آواز یک مقام بسیار زیباست که سوگ ، ماتم ، غریبی و عزاداری را به شیوه های ملیح و متین به گوش شنونده می رساند.
اعتقاد موسیقیدانان این است که هوره همان ستایش اهورامزدا بوده و کردها که پیروان آیین زرتشت بوده اند ، با اهورامزدا شروع به خواندن می کنند.
این آواز در کرمانشاه ، ایلام ، لرستان ، سرپل زهاب ، اسلام آباد ، کرند غرب ، گیلان غرب ، هرسین ، ماهیدشت و سنقروکلیایی نواخته می شود.
حیران
یکی دیگر از آوازهای کردی حیران می باشد که از دل بیت سر در آورده و اغلب از متنی عاشقانه و پرسوز و گداز با توسل جستن به خالق یکتا ، ائمه و پیامبران برخوردار است.  این آواز بیشتر در مناطق مکریان و مهاباد وجود دارد.
 لاووک
 لاووک یا لاوژه از دیگر آوازهای کردی می باشد که از ترانه های کلاسیک کردی سرچشمه گرفته و در میان کردهای خراسان به مقام های ( لو و هی له لو شوان) خوانده می شود.
این مقام مخصوص زنان و وجه تمایز" لاووک " با "حیران" در نوع زبان شعری به کار رفته در آن می باشد.
لاووک به طور کلی به گویش زبان کردی سورانی اجرا می شود.
این آواز در تمام مناطقی که به زبان کردی کرمانجی صحبت می کنند وجود دارد.
گورانی باشکوه ترین و بزرگ ترین شیوه موسیقی کردی می باشد . این آواز عظیم ترین دسته نغمات در موسیقی کردی را دارد و کهن ترین بخش ادبیات موسیقی کردی را شامل می شود.
در زبان عامه به تمام شیوه ها و آوازهای موسیقی کردی گورانی نیز گفته می شود.
چمری
چمری نیز از آوازهای موسیقی کردی است که به پاس تجلیل از وجود باارزش از دست رفته ای اجرا می شود.  این آواز به معنای شیون ، عزا و نهال قامت خم شده است . چمری همانند نوحه خوانی در فارسی و در مناطق مختلف ایلام ، لرستان و کرمانشاه طرفداران زیادی دارد.
اما موسیقی کردی وسیع تر از این است که بتوان آن را در قالب آوازها یا شیوه های محدود و مشخصی گنجاند.
موسیقی کردی بازتاب غنای روحی و معنوی مردم و در عین حال تریبونی برای تفسیر مسایل عمیق جامعه می باشد.
نغمه هایی از قبیل مقام های الله ویسی ، کوچه باغی ، صمد عسکری و ترانه های ملودیکی نیز در موسیقی کردی وجود دارند که بر اشعار هجایی و گاه عروضی استوار هستند .
اگر چه گفته شد که ; مقام ها و آوازهای کردی ، جزیی از موسیقی قدیمی ایران است ، ولی منظور این نیست که تمام مقام ها و آوازهای کردی ، بدون کم و کاست ، در چارچوب دستگاه های سنتی ایران قرار می گیرند.
بعضی از آوازها و مقام های کردی مانند سیاه چمانه و هوره در موسیقی کردی وجود دارند که در داخل دستگاه های موسیقی ایرانی جای نمی گیرند و یک دستگاه خاص را می طلبند.
علت مصونیت این آوازها از موسیقی ایرانی این است که ; این مقام ها و آوازها بازمانده موسیقی غنی گاتای آیین زرتشت و هجای این شعر نیز در ردیف های عروضی جای نمی گیرد و جغرافیای سخت و آغوش گرم هورامان مانند سپری از این آوازها دفاع کرده است.
موسیقی کردی از دیرباز دارای ویژگی ، غنا ، ریشه و اصالت بوده و به صورت سینه به سینه نقل شده است .
یکی از موسیقیدانان کردستان در مورد وضعیت موسیقی کردی چنین می گوید:  موسیقی کردی به علت تنوع از غنی پرباری برخوردار است و این غنی بودن موسیقی ، ماهیت ، اصالت و ریشه دار بودن آن را نشان می دهد.  به گفته هوشنگ شگرف به علت تنوع زیاد موسیقی کردی ، متناسب با هر منطقه کردنشین ، آوازهای خاص آن منطقه نیز وجود دارد و این یکی از نشانه های پر بار بودن موسیقی اصیل کردی است.
وی می گوید : به علت تنوع زیاد موسیقی کردی ، برای تمام ملودی های شاد ، ریتمیک ، تراژدی و عزا در موسیقی کردی آواز وجود دارد.
وی در مورد جایگاه موسیقی کردی در ایران گفت : نباید فراموش کنیم که مردم هر ناحیه به موسیقی محلی خود بیشتر از سایر مناطق توجه می کنند ولی تنوع و غنای موسیقی کردی باعث شده تا مردم سایر مناطق نیز به دیده احترام به ملودی ها و آوازهای کردی بنگرند و برای آنها جذابیت داشته باشد.  شگرف می گوید : موسیقی کردی در عصر حاضر چنان ارزشمند و پربها شده که موسیقیدانان سایر ملت ها از ملودی های کردی در موسیقی خود استفاده می کنند و در بسیاری از کشورهای اروپایی هم شاهد هستیم که بسیاری از آیین ها و برنامه های ملی خود را با موسیقی و ارکستر کردی شروع می کنند.  وی گفت : البته در این میان نباید تاثیر شعرهای پر محتوا و همچنین موسیقیدانان و خوانندگان نامدار کرد را در حفظ این میراث کردی نادیده بگیریم.  شگرف می گوید : اگر چه تلاش های زیادی انجام شد تا ملودی های کردی را با سایر ملودی ها ادغام کنند ولی ملودی کردی همانند طلای ناب است که با ملودی های دیگر ادغام نمی شود .
هوشنگ شگرف تصریح کرد : دست اندرکاران عرصه موسیقی باید با استفاده از شیوه ای جدید و سازهای اصیل کردی موسیقی کردی را بازسازی کنند و به صورت گسترده در جامعه منتشر کنند تا هویت موسیقی اصیل کردی همچنان حفظ شود.  
هوشنگ شگرف ایجاد و گسترش تئوری های موسیقی کردی و ملودی های کردی در مقاطع دانشگاهی و تحصیلی را یکی دیگر از راهکارهای خود برای حفظ موسیقی کردی می داند.
وی در ادامه افزود : جوانانی که در دوران تحصیل در کردستان به موسیقی کردی علاقه مند می شوند پس از پذیرش در دانشگاه و در رشته موسیقی به علت نبود رشته موسیقی کردی در دانشگاه مورد پذیرش ، ناچار به موسیقی ایرانی و یا فارسی روی می آورند و این خود می تواند تاثیرات منفی در اصیل نگهداشتن موسیقی کردی بر جای بگذارد.
وی افزود : از طرف دیگر جوان تحصیلکرده کردی که در دانشگاه های تهران پذیرفته می شوند به علت نبود امکانات موسیقی به کردستان برنمی گردند و در تهران کار موسیقی را ادامه می دهند که این عامل نیز باعث می شود در دراز مدت موسیقی کردی کمرنگ شود .
یکی دیگر از موسیقیدانان کرد در این مورد می گوید : موسیقی کردی یکی از پربارترین ، غنی ترین و ارزشمندترین موسیقی نواحی ایران و در میان موسیقی نواحی ، موسیقی کردی بیشترین تاثیر را داشته است.
شهرام علیمحمدی افزود : تنوع ریتمی ، ملودیک و تعدد بافت های آوازی و سازی که در موسیقی کردی وجود دارد رنگ و بویی خاص به این نوع موسیقی داده است.
به اعتقاد وی در هر منطقه از کردستان فرم و بافت مخصوص برای موسیقی وجود دارد و شرایط جغرافیایی و اقلیمی آن منطقه بر نوع موسیقی آن منطقه تاثیر گذاشته و برای مثال موسیقی منطقه هورامان با موسیقی منطقه بان لیلاخ تفاوت زیادی دارد.
وی افزود: در اورامان به علت ناهموار بودن منطقه از نظر توپولوژیک و شرایط جغرافیایی ، موسیقی گه ریان نداریم ولی در مناطقی که زمین مسطح و همواری وجود دارد این نوع موسیقی بیشتر به چشم می خورد.
وی اعتقاد دارد به علت پتانسیل قوی ، عنایتی که در مناطق مختلف وجود دارد و به علت ارتباط نزدیک فرهنگ مناطق کردنشین و تبادلات فرهنگی با همدیگر ، موسیقی کردی هم تاثیر گرفته و هم تاثیر گذاشته ، اما به وضوح می توانیم بگویم که تاثیرگذاری موسیقی کردی بر سایر موسیقی ها بیشتر از تاثیرپذیری آن بوده است.
به گفته وی به علت وجود رسانه های زیاد و دسترسی آسان به موسیقی سایر مناطق و نواحی ، تاثیری که موسیقی کردی از موسیقی های دیگر می گیرد به مراتب بیشتر است .
علیمحمدی تصریح کرد : برای مثال در هیچ کشور و یا منطقه ای فرم های خاصی از موسیقی مانند لاووک و حیران وجود ندارد ولی در منطقه کردستان این نوع موسیقی به دلیل قدمت آن وجود دارد.
وی افزود : به همین دلیل می توان کردستان را پلی برای ارتباط بین موسیقی قدیمی ایران با موسیقی جدید ایران قلمداد کرد.
به اعتقاد وی امروزه تهدیداتی که موسیقی کردی را در خطر نابودی قرار داده به مراتب بیشتر از مسایلی است که برای این نوع موسیقی امنیت ایجاد کره است.
وی افزود : مجموعه عواملی وجود دارند که باعث می شوند موسیقی کردی یا از بین بروند ، یا به فراموشی سپرده شوند ، یا زلالی خود را از دست بدهند و یا تغییر شکل دهند.
وی ادامه داد : به نظر می رسد که تغییر شکل موسیقی کردی بیشتر از سایر عوامل تهدیدکننده آن تاثیر گذاشته و در این راستا نبود موسسه و یا انستیتوی برای جلوگری از تغییر موسیقی کردی و یا حفظ آن به این عامل سرعت داده است.
این موسیقیدان افزود : برخوردی که با موسیقی کردی می شود یک نوع برخورد مدگراست یعنی نسل جوان با استفاده از تاثیرات و بازتاب رسانه ها و بدون اینکه از دارایی های خود استفاده کند ، خود را با آن رسانه وفق می دهد و موسیقی او نیز تحت تاثیر این نوع برخورد قرار می گیرد . وی بیشترین خطرات موسیقی کردی را از جانب جوانان می داند و می افزاید : در این نسل کمتر کسی را داریم که با استفاده از فرم های اصیل موسیقی خود آواز بخواند و یا به احیای آن بپردازد و حتی در برخی از اوقات برخورد نسل جوان با موسیقی کردی باعث به هجو کشیدن آن می شود .
وی در ادامه با اشاره به اینکه موسیقی کردی در پاره ای از موارد به علت استفاده از سازهای الکترونیکی باعث محسور شدن نوازندگان قدیمی و سنتی شده افزود : البته این بحث دلیلی برای رد مطلق سازهای الکتریکی و یا تایید کامل آن نیست.
وی گفت : اگر بتوانیم با استفاده از مصالح موسیقی کردی مانند سازها ، فرم های آوازی ، ریتم ها و ملودی های کردی موسیقی کردی را امروزی کنیم به راحتی می توان بین موسیقی کهن و قدیمی کردی با امروزی پل ارتباطی برقرار کرد.  به گفته وی با این کار هم می توانیم موسیقی سنتی و قدیمی خود را تثبت کنیم و هم می توانیم تهاجمات وارده بر موسیقی جلوگیری کنیم.  وی حفظ فاصله در موسیقی را یکی از عناصر مهم و ارزشمند برای حفظ یک نوع موسیقی می داند و می گوید : مثلا در بلوچستان چون فواصل موسیقی به خوبی رعایت می شود ، موسیقی آن دیار همچنان اصیل مانده ، اما در کردستان چون فاصله رعایت نمی شود موسیقی حالت اصیل خود را از دست داده و مردم هم کم کم به این نوع موسیقی عادت کرده  اند.
وی نبود یک مکان آکادمیک و یا دانشگاهی که در آن بتوان موسیقی کردی را تدریس کرد و یا آموخت از دیگر مشکلات موسیقی کردی می داند و می افزاید : واحدهای آموزشی بیشتر در راستای موسیقی غربی یا اصیل ایرانی تدریس می کنند و جایگاهی برای تدریس سازهای اصیل کردی مانند نرمه نی یا سرنا وجود ندارد.  به گفته وی در دانشگاهای داخل کشور بیشتر موسیقی ایرانی تدریس می شود و موسیقدانان هم بیشتر به نوازندگی سازهای ایرانی می پردازند و چیزی برای موسیقی مقامی و نواحی و محلی نمی ماند.




طبقه بندی: فرهنگی، 

نوشته شده در تاريخ شنبه 30 خرداد 1388 توسط دیاکو


سید هادی حسینی اهل شهرستان بوکان در مسابقات کشوری، انتخابی برای مسابقات جهانی  مهارت 2009 کانادا مقام اول را کسب کرد ، این مسابقات در سه مرحله بین 10 نفر برگزار شد که در هر سه مرحله هادی حسینی مقام اول را با قاطعیت کسب کرد.
 مرکز آموزش فنی و حرفه ای شهرستان بوکان در رشته جوشکاری با مربیگری مربی دلسوز و موفق آقای منصور کاکه سوری تا به حال عناوینی از جمله دو مقام اول کشوری، 1 مقام سوم کشوری و یک مقام چهارم کشوری و یک مقام بیست و یکم جهانی (کوروش خاکساران) را بدست آورده است.

شایان ذکر است این دومین جوان کورد بوکانی است که در طی چند سال اخیر مقام اول را کسب می کند، زنده یاد کوروش خاکساران نیز قبلاً به این مقام نایل آمده بود.




طبقه بندی: اخبار عمومی کردستان، 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 27 خرداد 1388 توسط دیاکو


در سال 1959، یک خلبان ترک، چندین عکس هوایی برای مؤسسه ژئودتیک ترکیه برداشت. هنگامی‌ که مأموریت به پایان رسید، در میان عکس‌های او تصویری جلب نظر می‌کرد تصویری از یک قایقی بزرگ که بر سینه تپه ای، در فاصله بیست کیلومتری کوه‌های آرارات آرمیده بود.
تصویر هوایی از فسیل کشتی که محل آسیب دیدگی ناشی از برخورد به یک صخره در آن مشخص است. بلافاصله پس از مشاهده این تصویر، تعدادی از متخصصان، علاقه‌مندبه پیگیری شدند. دکتر براندنبرگ از دانشگاه ایالتی اوهایو یکی از این علاقه‌مندان بود. او کسی بود که قبلاً در زمینه کشف تأسیسات روی زمین از طریق هوا، مطالعات دانشگاهی داشت و پایگاههای موشکی کوبا را در دوران کندی کشف کرده بود. دکتر واندنبرگ با دقت عکس‌ها را مورد مطالعه قرار داد و اظهار کرد: «من هیچ شکی ندارم که شیء موجود در عکس‌های هوایی یک کشتی است.» ۱۷ سال از آخرین تحقیقات در منطقه گذشت تا در سال ۱۹۷۶ یک باستان شناس آمریکایی به نام «ران ویت» تحقیقات جدید خود را در منطقه آغاز کرد. او بزودی با انجام محاسبات دقیق دریافت که طول این شیء عظیم الجثه بلندتر از طول یک زمین بازی فوتبال و اندازه آن به بزرگی یک ناو جنگی است که کاملاً در زمین دفن شده است. اما کشتی کشف شده در زیر گل و لای قطوری دفن شده بود و بسختی به جز از ارتفاع قابل رؤیت بود. «ران وایت» و گروه همراهش که مشتاقانه کار را پیگیری می‌کردند، به جایی رسیدند که تنها وقوع یک حادثه عجیب و نادر می‌توانست راهگشای کار آنها باشد:

از تحقیقات ران ویت مدت زیادی نگذشته بود که در 25 نوامبر سال 1978، وقوع زمین لرزه ای در محل، باعث شد تا کشتی مزبور به طور شگفت آوری از دل کوه بیرون بزند و سطح زمین اطرافش را به بیرون براند. بدین ترتیب دیواره‌های این شیء، شش متر از محوطه اطرافش بالاتر قرار گرفت و برجسته تر شد. بدنبال این زمین لرزه، ران وایت ادعا کرد که شیء مذکور می‌تواند باقیمانده کشتی نوح باشد. سپس بدبینی‌ها به خوش بینی مبدل و این سؤال‌ها مطرح شد: «اگر این جسم عظیم قایقی شکل به طول یک زمین فوتبال، در ارتفاع 1890 متری کوههای آرارات، کشتی نوح نیست، پس چه چیز می‌تواند باشد؟ و اگر جسم کشتی نوح است، آیا طوفان نوح واقعاً بوقوع پیوسته است؟... آیا ما شاهد بقایای کشتی افسانه ای حضرت نوح که در کتب مقدس ادیان جهان از آن صحبت شده است، هستیم؟» بررسیهای زمین شناسی در نقاط مختلف دنیا، نابود شدن و مرگ‌های دسته جمعی موجودات زنده را بر اثر حادثه ای غیر منتظره نشان می‌دهد. برخی از این حوادث با زمان طوفان نوح همخوانی دارد.
وجود لایه‌های مخلوط فسیل شده حیواناتی چون فیل، پنگوئن، ماهی، درختان نخل و هزاران هزار گونه گیاه جانوری، تأییدی بر این واقعیت است. این سنگواره‌ها که بعضاً در برگیرنده حیوانات مناطق گرمسیر با مناطق سردسیر (در کنار هم) هستند، نشان می‌دهند که با فرونشستن آب، جانوران و گیاهان خارج شده، در زیر رسوبات مانده و به فسیل تبدیل شده‌اند. تاریخ در مورد محل به گل نشستن کشتی چه می‌گوید؟
داستان کشتی نوح از گذشته‌های دور مورد توجه اقوام مختلف بوده است. مورخان از ۲۰۰۰ سال پیش نقل کرده اند که مسافران کنجکاو از قدیم این منطقه را در کوههای آرارات کشور ترکیه، مورد بازدید قرار می‌دادند و گاهی تکه‌های کوچکی از آن به غنیمت برده می‌شد. در تاریخ آمده است که حدود ۸۰۰ سال قبل از میلاد مسیح، آشوریان اقدام به ورود به کشتی کردند و موفق به ورود به طبقه سوم آن که در زیر زمین واقع شده بود شدند. این نشان می‌دهد که اقوام مختلف در مورد موقعیت جغرافیایی کشتی، متفقند.

تکنولوژی پیچیده در ساخت کشتی
اینجا صحبت از ساخت یک قایق کرجی کوچک هشت نفره با ظرفیت چند حیوان کوچک نیست. بحث بر سر تکنولوژی پیچیده ای است که مهارت ذوب فلزات، ابزار پیشرفته و نیروی انسانی حاذق می‌طلبیده است. از آنجا که یاران حضرت نوح تعداد بسیار کمی ‌بوده اند، این سؤال پیش می‌آید که نوح براستی چگونه این کشتی را ساخته است. کشتی‌ای که تاکنون از عجایب کتب مقدس به شمار می‌رفت و اکنون یک واقعیت علمی ‌لمس شدنی است. آیا نوح به تنهایی توانسته است کشتی ناوگونه خود را به طول یک زمین فوتبال و به وزن تقریبی ۳۲۰۰۰ تن بسازد؟ آیا ساخت یک کشتی با دست خالی با امکانات آن زمان، به گنجایش ۴۹۴ اتوبوس دو طبقه مسافربری با تصورات ما درباره قدما، همخوانی دارد؟ براستی چه تعداد جانور و چگونه جمع آوری شدند و در کشتی جایگزینی شدند؟ آب و غذا چگونه تأمین می‌شد؟ جانوران وحشی چگونه به سوی کشتی هدایت شدند؟...خوشبختانه تحقیق بیشتر در محل، حضور حیوانات را در کشتی یافت شده، تأیید کرد. کشف مقادیر قابل توجهی فضولات حیوانات که به صورت فسیل در آمده اند و از ناحیه خسارت دیده کشتی به بیرون رانده شده اند ، فرضیه ما را بیشتر به واقعیت نزدیک کرد. علاقمندان به کاوش در مورد کشتی نوح بارها سعی کرده اند به درون کشتی فسیل شده راه یابند ولی همیشه با توده‌های عظیم سنگ و خاک نیمه ویران مواجه شده اند. در آخرین تلاشها، کاوشگران سعی کردند لایه‌های گل و لای خشک شده اطراف کشتی را در هم بشکنند و از میان بردارند تا شاید راهی برای ورود به اتاقکهای زیرین کشتی پیدا کنند، اما خیلی موفق نبودند. در سال ۱۹۹۱، «گرگ برور» باستان شناس، بخشی از شاخ فسیل شده جانوری را کشف کرد که از قسمت تخریب شده کشتی که فضولات حیوانی بیرون ریخته بودند، به بیرون افتاده بود. به تشخیص محققان، این شاخ که مربوط به یک پستاندار بوده است، مقارن با شاخ اندازی سالانه جانور به هنگام خروج از کشتی در آنجا رها شده است..

کشتی نوح: اسکلت فلزی، بدنه چوبی

آزمایشات دانشمندان وجود قطعات آهن را در فواصل منظم و معین در ساختار کشتی تأیید کرده است. باستان شناسان با کشف رگه‌ها و تیرهای باریک آهنی، الگویی ترسیم کرده اند که حاصل کار به صورت نوارهای زرد و صورتی بر روی کشتی علامتگذاری شد. آنها همچنین گره‌ها و اتصالات آهنی محکم و برجسته ای را یافته اند که در ۵۴۰۰ نقطه کشتی بکار رفته اند.تصویر برداری‌های راداری نشان داده که در محل تصادم کشتی با صخره به هنگام فرود آمدن یا به عبارت دیگر به گل نشستن، نوارهای آهنی یا تیرهای فلزی کج شده اند. آنها می‌گویند که استفاده وسیع و همه جانبه از فلزات در ساخت کشتی خارج از حد تصور ماست.
و اصنع الفلک باعیننا و وحینا (سوره هود، آیه37)و کشتی بساز زیر نظر ما و مطابق وحی ما

کشتی نوح: اسکلت فلزی، بدنه چوبی


به نظر می‌رسد که تکنولوژی پیشرفته و رشدیافته ای در آن دوران وجود داشته که به هر حال حضرت نوح (ع) توانسته از آن بهره‌مند شود. تکنولوژی و تمدنی که ذهن ما را از تمرکز بر روی بناها و اماکن منحصر به فرد در نقاط مختلف دنیا به این نقطه از جهان معطوف می‌کند. اکتشافات زمانی جالبتر شد که باستان شناسان توانستند طرح مشبکی حاصل از تقاطع تیرهای فلزی افقی و عمودی بکار رفته در بدنه کشتی بدست بیاورند. تصاویری که نشان می‌دهند ۷۲ تیر فلزی اصلی در هر طرف کشتی به کاررفته است. به نظر می‌رسد که برای هر چیزی طرح و الگویی وجود داشته است. وجود اتاقها و فضاهای کوچک و بزرگ در طبقات مختلف، نظریه وجود طرح مهندسی پیشرفته را تأیید می‌کند. در طول تحقیقات، بررسیهایی در مورد تعیین طول، عرض و قطر کشتی انجام گرفته است که متخصصان را قادر ساخته تا از جزییات کف کشتی، ساختمان و الگوی اولیه و مواد تشکیل دهنده آن اطلاعاتی بدست آورند. دستیابی به چنین کشفیاتی مبهوت کننده بود، چرا که در بسیاری از مواقع، درک واقعیت کشف شده از حد تصور خارج بود.

کشف یک لایه غلافی و کپسولی شکل در داخل کشتی از این جمله بود که در واقع کشتی را به دو لایه یا پوسته اصلی مجهز می‌کرد. این آزمایشات، وجود دیوارهای داخلی کشتی، حفره‌ها، اتاقها و دهلیزها و همچنین وجود دو مخزن بزرگ استوانه ای را تأیید کرد. در این آزمایشها که به «اسکن‌های راداری» معروفند، معلوم شد که دو مخزن استوانه ای بزرگ که هر کدام چهار متر و ۲۰ سانتی متر بلندی و هفت متر و بیست سانتی متر عرض داشته اند و به دور هر یک از آنها کمربندی فلزی نصب شده بود، در نزدیکی تنها در ورودی کشتی وجود داشته اند. در یکی از آزمایشات رادار اسکن که به درخواست استاندار استان آگری ترکیه انجام شد، معلوم شد که جنس بدنه کشتی از سه لایه چوب به هم چسبیده تشکیل شده است. این سه لایه با مواد محکم چسبنده، بهم چسبیده بودند.در سال ۱۹۹۱، یک عدد میخ پرچ فسیل شده با حضور ۲۶ نفر محقق در بقایای کشتی کشف شد. تجزیه و تحلیل ترکیبات این میخ وجود آلیاژهای آلومینیوم، تیتانیوم و برخی از دیگر فلزات را تأیید کرد.این در حالی است که گمان می‌رفت در زمان حضرت نوح، آهن و آلومینیوم هنوز به مرحله کشف و استخراج نرسیده باشد. آیا ما نیازمند بازنگری در تاریخ استفاده و استخراج بشر از فلزات هستیم؟

لنگرهای کشتی هم کشف شد!

بربلندیهای تپه‌های اطراف محل کشتی، باستان شناسان چند جسم بزرگ حجیم سنگی یافتند که در بالای هر کدام سوراخی بزرگ تعبیه شده بود. اینها در واقع ابزاری بودند که به علت وزن زیاد به جای وزنه یا لنگر به هنگام پهلو گرفتن کشتی به آب پرتاب می‌شدند. چگونه و با چه نیرویی؟ دقیقاً نمی‌دانیم.

کتیبه ای که ادعای دانشمندان را اثبات کرد

روایت است که حضرت نوح(ع) قبل از به زمین نشستن کشتی و فروکش کردن آب، پرنده ای را که باید مانند کبوتر یا کلاغ بوده باشد به بیرون فرستاد تا مطمئن شود خشکی نزدیک است یا نه. بار اول پرنده با خستگی به کشتی بازگشت و این بدان معنی بود که خشکی در آن نزدیکیها وجود ندارد. بار دوم پرنده به کشتی باز نگشت و این آزمایش نشان داد که عمل لنگر انداختن نزدیک است. [در کتاب مقدس که گویا این روایت از آن نقل شده، آمده است حضرت نوح(ع) ابتدا یک کلاغ را می‌فرستد که از فرستادن کلاغ نتیجه ای نمی‌گیرد و بعد از آن کبوتری را می‌فرستد.] درست در دو کیلومتری شرق محلی که کشتی هم اکنون قرار دارد، دهکده ای وجود دارد که «کارگاکونماز» نامیده شده است. نام این دهکده را چنین ترجمه کرده اند: «آن کلاغ نه توقف می‌کند نه باز می‌گردد.» محل کنونی کشتی در دل کوههای آرارات از گذشته‌های دور، به منطقه هشت معروف شده و دره پایین منطقه، محله هشت نام گرفته است. چرا؟ [در کتاب "کشتی گمشده نوح" آمده نام این منطقه به «تمانین» (Temanin) معروف است که به معنی «هشت» است. شیخ صدوق در کتاب عیون الاخبار از امام رضا(ع) نقل کرده است که "نوح در همان محلی که کشتی به زمین نشست قریه ای بنا کرد و نام آن را قریه «ثمانین» (هشتاد) گذاشت." همانطور که می‌بینیم بین کلمات «ثمانین» (هشتاد) و «تمانین» (هشت) از نظر شکل و معنی شباهت زیادی وجود دارد.]
در نزدیکی محل فرود کشتی در بالای تپه، لوحه ای کشف شد که ادعاهای باستان شناسان را به طرز زیبایی اثبات کرد. کتیبه ای که حداقل ۴۰۰۰ سال قدمت دارد. بر روی این تابلوی سنگ آهکی، در سمت چپ، تصویر رشته کوههایی دیده می‌شود که در کنار یک تپه و سپس یک کوه آتشفشان قرار دارد. در سمت راست، یک تصویر قایقی شکل با هشت نفر انسان کنده کاری شده است... در بالای سنگ کتیبه، دو پرنده در حال پروازند. کشف این کتیبه همگان را به شگفتی واداشت. [کتاب مقدس، سرنشینان کشتی نوح را هشت نفر ذکر کرده است.] در واقعیت موجود، کوه آرارات در سمت چپ، تپه ای در کنار آن و قله یک کوه آتشفشان در کنار تپه وجود دارد.
...در پایان به برخی نکات در تأیید تحقیقات اشاره می‌کنیم:
۱- «کتاب مقدس» می‌گوید که کشتی نوح در ناحیه کوههای آرارات فرود آمده است.
۲- قرآن کتاب مقدس مسلمانان، می‌گوید که کشتی نوح بر روی کوه «جودی» نشسته است. کوهی که در حال حاضر کشتی مورد نظر بر آن قرار دارد.
قضی الامر و استوت علی الجودی (سوره هود، آیه44)و کار پایان یافت و کشتی بر کوه «جودی» پهلو گرفت.
۳- آشور نصیربان دوم، پادشاه آشور (۸۵۹ – ۸۸۳ قبل از میلاد) مدعی بود که کشتی نوح در محلی به نام نیسیر پهلو گرفته است. در فاصله کمتر از ۵۰۰ یاردی محل کشتی، دهکده ای وجود دارد که اوزون گیلی نام دارد و پایین تر از آن بر روی نقشه‌های بسیار قدیمی، محلی به نام نیسیر یا نسیر مشاهده می‌شود.
۴- اسامی‌برخی اماکن در اطراف کوه آرارت نیز می‌تواند با ماجرای طوفان و کشتی نوح مرتبط باشد؛ خود کوه آرارات در میان ارمنی‌ها به کوه «ماسیس» معروف است که به معنی «مادر جهان» است، «نخجوان» به معنی «محل فرود» است، «اچمیادزین» به معنی «فرودگاه» یا «کسانی که فرود آمدند» است، «آرگوری» (Arghuri) نشان دهنده «پرورش درخت مو» است که می‌تواند یادآور کاشت درخت مو توسط حضرت نوح(ع) پس از پایان طوفان، آنطور که در کتاب مقدس به آن اشاره شده باشد، دهکده‌ای نزدیک به محل کشتی وجود دارد به نام «محشر» که می‌تواند یادآور مجازات جهانی مردم دنیا باشد- هم اینک دولت ترکیه با اعزام گروههای باستان شناس، کشتی را مورد حفاظت قرار داده و برخی از یافته‌های باستان شناسان برای حفاظت و مراقبت بیشتر، مورد توجه ویژه قرار گرفته اند. کشف چهار ستون فلزی فسیل شده که هرکدام ۱۲۰ سانتی متر طول دارند و از بخشهای مهم در ساخت کشتی بوده اند، از جمله این اشیاء است که هم اکنون در تملک وزارت معادن و فلزات ترکیه قرار دارد.در دل کوههای آرارات در نزدیکی مرزهای ایران و ترکیه، جسم عظیم فسیل شده ای قرنهاست که آرمیده و طوفان مهیب را پشت سرگذاشته است. کشتی بزرگ و مجهزی که یکی از پیامبران خدا را در رسالتش یاری داده است. این فسیل غول پیکر، راز و رمزهای بسیاری در دل خود نهفته دارد. ماجرای آن قرنهاست که مورد توجه بوده و دهها سال کانون کاوش‌ها و کنجکاویها خواهد بود. تحقیقات هم چنان ادامه دارد.




طبقه بندی: تاریخی، 
برچسب ها: کشتی نوح، آرارات، آگری،  

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 خرداد 1388 توسط دیاکو

قادر عبدالله زاده( مشهور به قاله مه ره) صبح امروز جمعه  در بیمارستان    قلی پور بوكان به دیار باقی شتافت.


قاله مه ره كه از چند روز قبل در بیمارستان بوكان به خاطر وضعیت نامناسب جسمی بستری شده بود امروز جمعه به دیار باقی شتافت .


زندگینامه قاله مه ره

«اسم من قادر عبدالله زاده است. اهل روستای "کولیجه"، از توابع شهرستان "بوکان" هستم. ۹۳، ۹۴ سالی سن دارم. "شیخ محمد"، شیخ منطقه بُرهان لقب "قاله مه‌ره" (قادر آرام) را به من داد. از ۱۱ سالگی "شمشال" نواختم، و هرگز این ساز فلزی زرد رنگ را از خودم دور نکرده‌ام.»



ادامه زندگینامه قاله مه ره،كلیك كنید

طبقه بندی: مشاهیر کردستان،  اخبار عمومی کردستان، 
برچسب ها: قادر عبدالله زاده، قاله مه ره، قاله مه ره درگذشت، مراسم قاله مه ره،  

نوشته شده در تاريخ جمعه 1 خرداد 1388 توسط دیاکو

شماتت قتل‌عام ارامنه بار دیگر اورهان پاموك را به دادگاه كشاند



اورهان پاموك، برنده جایزه نوبل ادبیات در سال 2006 به خاطر اظهاراتش درباره كشتار ارامنه در شهر آنكارا محاكمه می‌شود.

به گزارش رسانه‌های تركیه، دادگاه استیناف این كشور در آنكارا ادعای خسارت علیه اورهان پاموك كرده است.
دادگاه عالی تركیه تصمیم قبلی دادگاه استانبول را كه پیگیری این پرونده را ملغی اعلام كرده بود، لغو كرده است.

پاموك سال 2005 در اظهاراتی به كشتار 30 هزار كرد و یك میلیون ارمنی در تركیه اشاره كرده بوده كه در كشور تركیه جرم محسوب می‌شود.

در همان سال علیه اورهان پاموك به دادگاه شكایت شد.

پاموك بعد از بردن جایزه نوبل ادبی، تركیه را ترك كرد و برای زندگی به نیویورك رفت، اما سال گذشته نخستین رمان وی بعد از دریافت جایزه نوبل در تركیه منتشر شد كه با استقبال ترك زبانان روبرو شد. در سال‌های اخیر برخی از نویسندگان تركیه به خاطر اظهاراتشان درباره كشتار ارامنه و كردها به دادگاه فراخوانده شده‌اند.


مطالبی تكمیلی در مورد اورهان پاموك برگرفته از سایت رمز آشوب :
لینك منبع :
http://ramzashoob.com/article.aspx?id=154


"اورهان پاموک" به وطن خیانت می‌کند هنوز!

 

چهل‌و‌هشت ساعت پس از اعلام نام اورهان پاموک به عنوان برنده‌ی نوبل ادبی سال 2006، کانال‌های رنگارنگ تله‌ویزیونی ماهواره‌ای ترکیه که عادت نداشته‌ و ندارند به ادبیات بپردازند و شب‌ و روز ویترین ابتذال و مصرف‌گرایی ِ عوامانه و تقلیدی ‌ِ بی‌مایه بوده و هستند، ناگهان به خود آمده‌اند و با دعوت از بی‌شمار سیاستمداران و ادیبان سیاست‌پیشه، به لجن‌مال‌کردن چهره‌ی تابناک نویسنده‌‌ی مستقل ِ آزاده‌ی نامورشان مشغول‌شده‌اند. چهره‌های گُرگرفته از خشم، غبغب‌های کراوات‌پیچیده‌ی مدام‌ دربلع‌ و تُف، دست‌های لرزان ِ از ناتوانی در بیان، و البته این‌ها همه همراه با بمباران بی‌امان رکلام ِ شامپو و پوشک و گوشی موبایل. تا این ساعت هنوز از اعلام موضع رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر خبری نشده و احزاب ِ نظامی‌ساخته‌ی بی‌شمار کشور، در توهین و هتاکی به نویسنده‌ی جهانی‌شان، از هم سبقت می‌گیرند. کسی از ارزش ادبی نوشته‌های پاموک سخنی نمی‌گوید و کسانی که تا دیروز حتا نام نویسنده‌ی بزرگ دیگرشان (یاشار کمال) را نیز نشنیده بودند، از پامال‌شدن ِ حق او می‌درایند؛ در حالی‌که خود یاشار کمال این جایزه را حق پاموک و هدیه‌ی جهان به ادبیات ترک می‌داند. شوونیست‌های تُرک تا آن‌جا پیش‌رفته‌اند که اعلام‌کنند در صورتی‌که پاموک خائن از گرفتن این جایزه خودداری نکند، تابعیت او باید لغو شود!
راستی قضیه چیست؟

دستگاه خلافت ِ پوسیده‌ی عثمانی، بعد ِ هفتصد سال قدرت‌رانی ِ وحشیانه و تاراج کشورهای خاورمیانه (از جمله ایران) و بخشی از کشورهای جنوب اروپا، در سال‌های آغازین قرن بیستم و همراه با بلوک‌بندی‌ قدرت‌های جهانی، در کنار متجاوزان آلمانی و اتریشی قرار گرفت و در حالی‌که داشت در باتلاق خودساخته‌ی تاریخی‌اش دست‌وپا می‌زد و مستعمره‌های مفلوکش را یکی‌یکی از دست می‌داد، در اقدامی حیرت‌انگیز و جنایت‌بار، به قتل‌عام اقلیت فرهیخته‌ی ارمنی‌اش دست زد. در طول سال‌های 1914 تا 1915، بیش از یک‌ونیم میلیون ارمنی قتل‌عام شد، چنان که نسل ارامنه‌ی ترکیه منقرض شد و هر آن‌که از بخت بلند توانسته‌بود زنده بماند، کوهاکوه گریخت و در روسیه پناه گرفت. دستگاه مذهبی ترک فتوای حلالی خون ارامنه را داده بود و خیل ِ مریدان و انصار بی‌خبر، به حمام خون ارمن فرو شده‌بودند. در کم‌تر از سه سال، امپراتوری ِ هفت‌قرنه فرو ریخت و مستعمره‌ها در آغوش یکی از قدرت‌های پیروز ِ فرانسه یا بریتانیا غلطیدند. خود ترکیه اما، به دست پان‌ترکیست‌های افراطی افتاد، دولتی که شکست را پذیرفت تا در پشت پا زدن به تاریخ سرزمینش، هر گونه سنّت‌گرایی و دین‌مداری را به گور بسپارد و با شعار "یک کشور، یک ملت، یک زبان" و تغییر الفبای نوشتاری از عربی به لاتین و ده‌ها تغییر ظاهری دیگر، شبه‌مدرنیته‌ی وارداتی را به زور قالب کند. حکومت نظامی "کمال مصطفی پاشا" یا همان "آتاترک" (که الگوی حسرت‌برانگیزی برای همسایه‌ی شرقی‌اش‌ "رضاشاه" بود)، در طول حکم‌رانی هفده‌ساله‌ی خود وی و بعدها جانشینانش، محصول ابتر دموکراسی پوشالی و ظاهری ارتشی بود که تاریخ معاصر ترکیه را بر نسل‌کشی، قومیت‌زدایی، مذهب‌ستیزی و خفقان بنیان‌نهاد و با سوءاستفاده از شرایط خاص جهانی و رقابت بلوک‌های شرق و غرب، توانست هرگونه آزادی‌خواهی و برابر‌طلبی را سرکوب کند. یکی از سهم‌ناک‌ترین رازهایی که دولت ترکیه از ابتدای کارش، هماره انکار کرده، همان قتل‌عام ارامنه در سال 1915 است که آن را جعل تاریخ می‌داند. در سال‌های اخیر و با کشف و افشای اسنادی انکارناپذیر، کشورهای جهان و به‌ویژه اروپا، قتل عام ارامنه را واقعیتی تاریخی دانسته‌ و حتا آن را چیزی معادل هولوکاست یهودیان شناخته‌اند. اما ترکیه این اقدام را توطئه‌ی اروپائیان می‌داند و هم‌چنان از به‌رسمیت‌شناختن آن سر باز می‌زند.

شعار و دکترین "یک کشور، یک ملت، یک زبان" قربانی بزرگ دیگری نیز داشت و دارد. بنا به آمارهای معتبر، یک سوم مردم ترکیه را کردها تشکیل می‌دهند؛ و این‌ها قربانیان به اصطلاح شاه‌جنگ شاه‌اسماعیل صفوی هستند که کم‌تر از پانصد سال پیش، با خاک و آب و تاریخشان به سلطان سلیم عثمانی بخشیده شدند. در سال‌های حاکمیت دولت نوین ترک، کردها به تدریج از همه‌ی حقوق خود محروم شدند تا جایی ‌که رسمن انکار شدند و اعلام شد که مردمی به نام کرد در ترکیه وجود ندارند و حتا به آن‌ها لقب "ترک‌های کوهستانی"! داده شد. تا چندسال پیش، حرف‌زدن به زبان کردی جرم بود و حتا یکی از مشهورترین نمایندگان مجلس ترکیه (خانم لیلا زانا) تنها به دلیل تکلم به این زبان، سال‌ها در زندان و شکنجه گرفتار شد. در طول نیم قرن، ده‌ها قیام کوچک و بزرگ کردها به خون کشیده شد و رهبران برجسته‌ی کردها، هم‌چون شیخ عبدالله نهری، شیخ سعید پیران، سیّد رضا درسیمی و... به دار آویخته شدند.

و اورهان پاموک بر این دو زخم کهنه انگشت نهاده‌بود. او معتقد بود که دولت ترکیه باید قتل‌عام ارامنه را بپذیرد و اسناد مربوط را افشا کند. پاموک، یکی از بزرگ‌ترین و جدی‌ترین مشکلات کشورش را سرکوب هشتاد‌ساله‌ی کردها می‌داند و معتقد به مشارکت رسمی و قانونی ملیت و زبان کردها در برخورداری از همه‌ی حقوق قانونی ِ شهروندی ترکیه است. در طول دو سال گذشته، اورهان پاموک بارها به دادگاه و زندان کشیده‌شد. داستان‌نویس نامدار ِ ترک،‌ تابوها را شکسته بود و البته همچون بزرگان سلفش یاشار کمال، اسماعیل بیشکچی و احمد کایا از جامعه‌ی ادبی و هنری کشورش طرد شد. امّا زمانه دیگر شده بود و ترکیه که داشت برای عضویت در اتحادیه‌ی اروپا داروندارش را می‌داد، دیگر نمی‌توانست همچون پیش، یکه‌تازی کند، بتاراند و بروبد:
پس صدای رسای پاموک، همه‌ی مرزها را درنوردید و جهان به پشتیبانی‌اش برخاست.

مخالفان پاموک می‌گویند که اعطای جایزه‌ی ادبی نوبل به او، اقدامی سیاسی بوده و او آن را به خاطر عقاید و اقدامات سیاسی‌اش ربوده نه شایسته‌گی ادبی‌اش. من می‌گویم بر منکرش لعنت. قطعن نامزدهای بسیار شایسته‌تری در صف ایستاده‌بودند، هرچند که شایسته‌گی اورهان پاموک نیز انکارنشدنی‌ است؛ و نظیر چنین اقداماتی را پیش‌تر نیز دیده‌ایم از سوی سوئد اروپایی: مثل دادن نوبل به سولژنیتسین و پاسترناک روس. و البته پیش‌تر از آن، به ایوان بونین روس. و این بر خلاف نتیجه‌ای که آتاترکیست‌ها می‌گیرند، نشانه‌ی اهمیت ادبیات و تاثیرش بر جهان و سیاست جهانی است. ادبیات، هماره منادی آزادی، برابری و شفافیت است: آزادی بیان و عمل، برابری در بهره‌گیری از حقوق شهروندی، و شفافیت در آشکارساختن بحران‌ها و گره‌گاهها و پیوندها.

بنای هشتادساله‌ی آتاترک دارد فرو می‌ریزد. با وجود سال‌ها سرکوب مذهب، ترکیه صاحب یکی از مذهبی‌ترین جوامع منطقه است و در صورت انتخاباتی آزاد، قطعن افسار حکمرانی به دست مذهبیون می‌افتد. کردها از هر سو برخاسته‌اند و گام به گام حکومت نظامی را عقب می‌رانند. اقتصاد ورشکسته و دلّال‌منش، دیگر جواب‌گوی امروز نیست.
ترکیه، یکی از نخستین کشورهای منطقه است که دارد کم‌کم می‌فهمد که مرزهای سیاسی یک کشور، نمی‌تواند برای حاکمان آن کشور حق جدابافته‌گی از جامعه‌ی جهانی ایجاد کند و جهان آینده، همچون مدل کوچک‌تر اروپایی‌اش، جهانی خواهدبود بدون مرز، همیشه در دسترس، نظارت‌شدنی، و آزاد.

آرمان‌ها همیشه در مقابل واقعیت، آهسته آهسته آهسته راه می‌روند.

در آن سال‌های نه چندان دور سرکوب، آتاترکیست‌ها نویسنده‌ی دیگری را هم آواره‌ی زندان‌ها و تبعیدگاه‌ها و پایتخت‌های جهان کرده بودند: ناظم حکمت بزرگ!
و ناظم حکمت چنین سروده‌بود:

" ناظم حکمت به وطن خیانت می‌کند هنوز!"
[…]
این بود سرمقاله‌ی روزنامه‌ای چاپ آنکارا
که به چاپ زد آن را
با حروف درشت و سیاه و چشم‌گیر.
آن را به چاپ زد
در کنار ژنرال آمریکایی «ویلیامسون»
نیش را باز کرده تا بناگوش
و می‌خندد به ابعاد 66 سانتی‌متر مربع!

من خائن وطنم. من وطن‌فروش.
و شما جمله، وطن‌پرست و وطن‌پرور.
من خائن وطنم آری:
اگر وطن در کشتزارتان، در چک‌های بانکتان،
           در صندوق‌های پولتان باشد
اگر وطن، کنار جاده‌ها جان‌سپردن باشد از گرسنه‌گی
اگر وطن، در کوچه‌ها چونان سگان، فتادن و
          لرزیدن است از تب نوبه
اگر وطن مکیدن گلگون خون ماست در کارخانه‌ها
اگر وطن سرنیزه است و باتون پلیس
اگر وطن، تامین اعتبار و دریافتی شماست
[…]
اگر وطن هرگز رهانشدن باشد از این سیاهی متعفن
من خائن وطنم آری!
بنویسید در سرمقاله‌های خود
با حروف سیاه و درشت و چشم‌گیری که شما راست:
"ناظم حکمت هنوز دست از خیانت به وطن برنداشته است"!
***
و انگار خیانت نویسندگان ترکیه هم‌چنان ادامه دارد و البته این‌بار:

 "اورهان پاموک" به وطن خیانت می‌کند هنوز!






طبقه بندی: اخبار عمومی کردستان،  تاریخی، 
دنبالک ها: قتل عام ارمنی ها،  
نوشته شده در تاريخ شنبه 26 اردیبهشت 1388 توسط دیاکو


شعر كردی با وجود محاصره‌ی فرهنگی، هرگز هویت ملی خود را از دست نداده و شاعران كرد بخاطر تشخیص امتیاز انسانی و مسیر متعهد خود، هرگز تسلیم تخیل بی بار و پروسه زیبایی كلام نمی‌شود. آنچه خط همبستگی زبان و جان خلاق این شاعران را به وجود می‌آورد، زبان مشترك آنها از یك حلقوم خونین است.

یكی از عمده عواملی كه تاكنون سبب حفظ و حراست فرهنگ ملت كرد شده است همین همسویی اندیشه‌ی قومی است. شاعران كرد به آن نكته فروزش و فراگیر اندوه و شادمانی مشترك انسانی رسیده‌اند و زبانشان ... همبسته‌ی بغض‌ها و بیم‌ها و دردها و عشق‌ها و عاشقانه‌های آدمی را در بر می گیرد.

شاعرانی كه رسوب، فرهنگ، دردها و ناعدالتیها و ادبیات این ملت را به گوش دنیا رسانده و خود نیز جهانی شده اند . یكی از این شاعران جهانی و معاصر كرد استاد شیركو بی‌كس می باشد.


شیرکو بیکه س از شاعران برجسته ی کردستان عراق که در سال ۱۹۴۰ میلادی در شهر سلیمانیه به دنیا آمد . در سال ۱۹۶۸ اولین مجموعه شعر خود را به نام ) مهتاب شعر ( به چاپ رسانید .او جزو شاعران نسل دوم کردستان عراق و از هم نسلان عبدالله په شیو ،لطیف هلمت و رفیق صابر است. شیركو بی‌كس فرزند «فایق بی‌كس» كه پدرش یكی از شاعران بزرگ و ملی كرد می باشد. شیركو بیكس‌ در سال 1940 میلادی (1319) شمسی در شهر سلیمانیه به دنیا آمد و در دامن مادری فرهنگ دوست و پدری دانا بزرگ شد.

او بعد از استاد عبدالله گوران، یكی از شارحان و معماران پیشرو شعر آزاد كوردی است. شیركو بی‌كس پر كار و خستگی ناپذیر كه بیشتر به مفهوم ادبی جهانی در اذهان اهل فن جایی گرفته است و با آنكه در نقد ، داستان و ترجمه تواناییهایی در خور و شایسته می باشد، اما كار شعر ، سرنوشت محوری قلم او را رقم می زند . استاد شیركو بی‌كس هر چند وابستگی به احزاب و گروههای فعال سیاسی كورد را داشت اما از راه ادبیات و سرودن شعر به مبارزه علیه ظلم و زور روا شده به ملت كورد پرداخت و سالها در این زمینه به فعالیت پرداخت كه می توان به مبارزات او در این مهم بر علیه رژیم فاسد و اشغالگر بعثی صدام حسین و سرودن شعر برای شخصیتهای مبارز كورد و شهیدان این راه اشاره كرد.

سخت كوشی و پیگیری این شاعر جهانی در سیطره فرهنگ، ادبیات و شعر كوردی ، به او شخصیتی غول آسا و عاصی بخشیده است. شاعر چیره دست فارس زبان روزگارمان سید علی صالحی سالها پیش شیركو بی‌كس را امپراتور شعر دنیا نامیده است .

شیركو بی‌كس در جامعه فرهنگی كورد، هم وزن احمد شاملو در پهنای ادبیات معاصر فارس می باشد. آثار شیركو غنی و بسیارند، در سال 1968 میلادی اولین مجموعه‌ی شعر وی با عنوان «درخشندگی شعر» منتشر شد و صاحب آثاری چون: آئینه‌های كوچك «شعر» ، بامداد «شعر»، من عطشم را با آتش فرو می نشانم «شعر»، كاوه‌ی آهنگر «نمایشنامه منظوم»، سپیده دم «شعر»، پیرمرد و دریا «همینگوی – ترجمه»، دو سرود كوهی «شعر»، رودخانه‌ها «مجموعه داستان»، عقاب «شعر»، كجاوه گریه‌ها«شعر»، صلیب و مار و روزشمار شاعر «شعر بلند» و... مجموعه مقالات ، ترجمه‌ها و ... می باشد. شیركو بی‌كس در سال 88-1987 میلادی از دست «انگوار كارلسن» نخست وزیر سوئد جایزه جهانی «توخولسكی» مدال افتخار در ادبیات را دریافت كرد و همچنین در فلورانس ایتالیا، بزرگترین انجمن مدنی به او لقب «همشهری» داده است.

اشعار شیركو تاكنون به زبانهای آلمانی، فرانسه، ایتالیایی، سوئدی، نروژی، عربی، فارسی و... ترجمه شده است و بعضی از اشعار او انتخاب شده و در كتابهای درسی چند كشور برای تدریس گنجانده شده است.

” دو سرو كوهی “ ،”‌عقاب“ ، ” رود“ ، ”سپیده دم “ ، ” آفات “ ، ” كركس “ ، ” عطشم را شعله فرو می نشاند “‌ ، ” دره پروانه ها “ ، ” صلیب ، مار و روز شمار یك شاعر “،” سایه “‌و ”آزادی، این واژه ی بی آبرو “  از جمله دفتر های شعر این شاعر كرد است كه به زبان های فرانسوی ، ایتالیایی ، سوئدی ، عربی و... ترجمه وچاپ شده اند . در  ایران نیز در سالهای اخیر، مجموعه هایی از او همچون منظومه بلند ” دره پروانه “ و ” آزادی ، این واژه ی بی آبرو “ با همت "محمد رئوف مرادی” ترجمه وبه چاپ رسیده است .
مهمترین شاخصه كارهای شیر كو بیكس ، غربتی است كه بن مایه اصلی آثار اوست. غربتی كه هم درونی است وهم بیرونی. بدین معنا كه شعوری كه شعر به شاعر هدیه می كند موجب غربت درونی اوست كه این فصل مشترك تمامی شاعران اصیل است . دیگر غربتی است بیرونی؛ كه از دور دست های تاریخ ملتش سر چشمه می گیرد و تا دوران پر آشوب معاصر همواره این غربت در صورت ها و صورتك های بی شمار مكرر شده است .

شیركو بی‌كس بی‌شك مانند حلقه‌ای گره خورده در زنجیره‌ی خدایگان تاریخ ادبیات دنیا چفت شده است، خدایگانی مانند: لوركا، محمود درویش، نرودا، ریتسوس، داستایوسكی، شاملو، جبران خلیل و... كه چنان بتی ستودنی در معابر استوره‌ای ملل دنیا جاودانه خواهند ماند.



چند نمونه از اشعار شیرکو بیکه س ترجمه شده به زبان فارسی



آزادی آواز چاقوها شد
وجیب ِدزدها
وجانماز تبر ها
 آزادی، جواهرات گذرگاه سیاست
وبازرگان دروغهای رنگین
میان شهرها
 آزادی، لنگه بارهای قاچاق
های ؛ چه كسی نشان كامل آزادی را به من میدهد؟
این واژه ی بی آبرو
آزادی چراغی است كه راه را دراز میكند...
( از مجموعه "آزادی، این واژه ی بی آبرو")



ایستگاه
در پسینگاه خیالت
گیسویت را
 از میان دو كوه به دستم سپردی
در ابری پیچیدمش
  كه بارانی در آن خفته بود
باران كه چشم گشود
آذرخشی
از گیسویت بر شد:
  دلم بارید
در هوای خیالت
اخگری بسته بال
 پرنده ای شدم
مرزهای فشرده ی مه را شكستم
 تا یافتمت
سوار بر بال های خاكستر
 باز گشتیم
 به سپیده گرسنگان !
تنهایی ام
ایستگاه توقف غریبه هاست
 در هوای خیالت.





تناسخ
اگر در روزی توفانی بمیری
بسا كه روحت در تن ببری حلول كند
اگر در روزی بارانی بمیری
بسا كه روحت در بركه‌ای حلول كند
اگر در روزی آفتابی بمیری
بسا كه روحت در انعكاس پرتویی حلول كند
اگر در روزی برفی بمیری
بسا كه روحت در تن كبكی حلول كند
اگر در روزی مه‌آلود بمیری
بسا كه روحت در دره‌ای حلول كند
اما بدین‌گونه كه می‌بینید:
من زنده‌ام و
شعر برایتان می‌خوانم
با این همه دیر زمانی است
روحم در تن كردستان حلول كرده است.



نوشتن
آن‌گاه كه با ساقة تاكی بنویسم
تا كه برخیزم
سبد كاغذم از خوشة انگور پر شده است!
یك‌بار با سر بلبلی نوشتم
برخاستم... لیوان دم دستم لبریز از نغمه بود
روزی با بال پروانه‌ای نوشتم
برخاستم... سر میز و تاقچة پنجره‌ام
لبریز از گل بنفشه بود
زمانی هم
 كه با شاخه گیاه دشت انفال و حلبچه بنویسم
همین كه برخیزم...می‌بینم:
اتاقم، خانه‌ام، شهرم، سرزمینم
همه آكنده از جیغ و داد و
از چشم كودكان و
از پستان زنان!



اجتماع
غروب
در اجتماع درختان
هنگامی كه درختی سخن می‌گفت
بسیار به آن می‌بالید
كه كمانچه فرزند اوست!
در اجتماع بامدادی چند تالاب
آن‌گاه كه تالابی به سخن در‌آمد
بسیار به آن می‌بالید
كه بلندترین آبشار دختر اوست!
در اجتماع بیشه‌زار در‌ّه‌‌ای هم
هنگام ظهر
وقتی كه نی لب به سخن گشود
بسیار به آن می‌بالید
كه نی‌لبك نوة اوست!
در اجتماع نهانی چند تپه‌ای
وقتی كه خاك به سخن درآمد
 بسیار به آن می‌بالید
كه زیباترین كوزه هم دختر اوست!
در اجتماع پرشتاب كوهستان
هنگامی كه كوهی نوبت سخنش در رسید
بسیار به آن می‌بالید
كه مرمر هم دختر اوست
شبی نیز در اجتماع ناآرامی
كه روستاهای كردستان گرد هم آمدند
هنگامی كه (گرد و خاك) سخن می‌‌گفت
بسیار به آن می‌بالید
كه بدینگونه
(نالی)* هم فرزند اوست!
* نالی: شاعر بزرگ كرد *



شعر ویرانه
واژه‌ را كاشتیم
برای آنكه در دشتها
فردا بروید!
واژه را با باد در‌آمیختیم
تا در آسمان
حقیقت پرواز كند!
شعر را ركاب سنگ كردیم
تا در كوهها
تاریخی نو قیام كند!
ام‍ّا دریغا...دریغ!
دشتها را چنان برگی سوزاندیم
آسمان را قفس كردیم و
كوهها را ترور...
بدین‌گونه شعر نیز
اینك به ویرانه‌ای سوخته مبدل شده است!



چند نمونه از اشعار شیرکو بیکه س از زبان خود شاعر، از طریق لینک زیر دانلود کنید:





طبقه بندی: مشاهیر کردستان، 
برچسب ها: شرکو بی کس، شیرکو بیکه س، شیرکو بی کس،  
دنبالک ها: زندگینامه احمد خانی،  
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 24 اردیبهشت 1388 توسط دیاکو
(تعداد کل صفحات:6)      1   2   3   4   5   6  
درباره وبلاگ

جستجو

آرشيو مطالب

آخرين مطالب

نويسندگان

موضوعات

نظر سنجي

ابر برچسب ها

آمار سايت